خويش به مجادله مىپردازد و كيفر هركس چنانكه حقّ اوست داده مىشود و به كسى ستم روا ندارند . ( 111 )
واژگان
شرح بالكفر صدرا : با كمال ميل كفر را باور كرده است .
و استحبوا الحياة الدنيا : زندگى دنيا را برگزيدهاند ، ترجيح دادهاند .
لا جرم : ترديدى نيست .
فتنوا : در اينجا ؛ يعنى مبتلا شدند .
تجادل عن نفسها : از خود به دفاع مىپردازند و براى رهايى آن تلاش مىكنند .
اعراب
طبرسى براى اعراب « من » در جمله :
« مَنْ كَفَرَ بِاللَّهِ »
دو نظريه و رازى چهار نظريه بيان كرده و اين نظريه را برگزيده است كه محلّ آن منصوب و مفعول است براى فعل مقدّر ؛ يعنى » اعنى من كفر باللّه » . امّا نظريهاى كه ما برمىگزينيم آن است كه محلّ « من » رفع است بنابراين كه مبتدا مىباشد و خبرش محذوف و تقديرش چنين است : « من كفر باللّه من بعد ايمانه فعليهم غضب اللّه » ؛ زيرا جملهاى كه در خود آيه وجود دارد بر اين جمله محذوف دلالت دارد .
« مَنْ شَرَحَ »
مبتدا ،
« فَعَلَيْهِمْ غَضَبٌ مِنَ اللَّهِ »
خبر .
« صدرا » تميز كه از فاعل تغيير يافته ؛ زيرا در اصل چنين بوده است : « من انشرح صدره للكفر » . رازى گفته است : « صدرا » مفعول و اصل آن ، « صدره » بوده و ضمير به سبب اينكه مشخّص بوده ، حذف شده است . مصدر « انهم فى الآخرة » ، مجرور است به محذوف ؛ يعنى « لا جرم فى انّهم » . « هم » ضمير فصل و « الخاسرون » خبر « انّ » .
« ثُمَّ إِنَّ رَبَّكَ لِلَّذِينَ هاجَرُوا »
، خبر آن جمل هء « انّ ربّك لغفور رحيم » است .
« إِنَّ رَبَّكَ مِنْ بَعْدِها »
تأكيد است براى
« إِنَّ رَبَّكَ لِلَّذِينَ هاجَرُوا . . . »
.