پسنديده و نهى او از خصلتهاى زشت است . هدف از اين اندرز ، آن است كه مؤمنان ، پرهيزكار و پاك و پاكيزه باشند . راويان از ابن مسعود نقل كردهاند كه اين آيه ، جامعترين آيهء قرآن دربارهء نيكى و بدى است .
عثمان بن مظعون گفته است : من به خاطر شرم از پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله اسلام آورده بودم و اسلام در قلب من جاى نگرفته بود ، تا اينكه اين آيه نازل شد و آنگاه من [ واقعا ] ايمان آوردم و نزد عموى او ابو طالب رفتم و جريان خودم را به او خبر دادم و او گفت :
اى خاندان قريش ! از محمد صلّى اللّه عليه و إله پيروى كنيد كه هدايت خواهيد شد ؛ زيرا او جز به اخلاق پسنديده فرمان نمىدهد .
وَ أَوْفُوا بِعَهْدِ اللَّهِ إِذا عاهَدْتُمْ .
دادن پيمان به خدا دو گونه است : اوّل اينكه انسان در پيش خود ، با خدا پيمان ببندد كه كار مشخّصى را انجام بدهد و يا آن را ترك كند ، به عنوان مثال بگويد : با خدا پيمان مىبندم كه فلان كار را انجام دهم يا آن را ترك كنم .
دوم اينكه به خدا ايمان بياورد ؛ زيرا كسى كه به او ايمان مىآورد ، گويى به او پيمان سپرده كه برطبق فرمانش عمل كند و از نهيش خوددارى نمايد . وفاى به هريك از اين دو پيمان ، واجب است . مراد از عهد خدا در اينجا ، همان پيمان نخست است .
وَ لا تَنْقُضُوا الْأَيْمانَ بَعْدَ تَوْكِيدِها
« أيمان » جمع يمين ( سوگند ) است و مراد از « توكيدها » ، عقد و بستن آن است . زيرا سوگند در صورتى منعقد مىشود كه بر معصيت نباشد و هرگاه بر معصيت باشد ، در هيچ حالتى منعقد نخواهد شد . برخى گفتهاند : مراد از « توكيدها » ، سختتر كردن سوگند است . اين نظر درست نيست ؛ زيرا در اين صورت ، معنا چنين مىشود : اگر سوگند ، سخت و شديد نباشد ، وفاى بدان واجب نيست ، با اينكه مىدانيم ، هر سوگندى واجب الوفا است ، خواه سوگند خورنده ، سوگند و تصميم خود را شدّت ببخشد و يا آن را شدّت نبخشد .
وَ قَدْ جَعَلْتُمُ اللَّهَ عَلَيْكُمْ كَفِيلًا .
هركس به خدا سوگند ياد كند ، خدا را ضامن وفاى به اين