تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 848

مساهمون:

ص٨٤٨
سوگند قرار داده است . بنابراين ، اگر با آن مخالفت كند ، به خداوند خيانت كرده است و استحقاق عذاب و مجازات را دارد .
إِنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ ما تَفْعَلُونَ
كسى كه به پيمان و سوگند خودش وفا كند ، خداوند ، پاداش فرمانبرداران را به او مىدهد و هركس خلاف آن رفتار كند و خيانت ورزد ، مانند گناهكاران مجازات خواهد شد . شايسته است به اين نكته اشاره شود كه هركدام از پيمان و سوگند ، در صورتى كه تركش بر انجام دادنش برتر باشد ، خودبه‌خود منحل مىشود . به عنوان مثال اگر كسى به خدا سوگند ياد كند و يا با او پيمان ببندد كه مثلا گوشت نخورد و در ترك خوردن گوشت ، فايده بهداشتى برايش باشد ، در اين صورت ، پيمان و سوگند منعقد مىشود . اما اگر خوردن گوشت براى سلامت او مفيد باشد ، پيمان و سوگند از بين مىرود و اين شخص مىتواند گوشت بخورد ، بدون اين‌كه چيزى بر عهده او باشد . در حديث آمده است : » هرگاه بهتر از سوگندت ديدى ، سوگند را رها كن » .
وَ لا تَكُونُوا كَالَّتِي نَقَضَتْ غَزْلَها مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ أَنْكاثاً
« بعد قوة » ؛ يعنى پس از محكم شدن آن . هرچيزى كه پس از تاب خوردن و استوار شدن ، شكسته شود ، آن را نكث گويند [ يعنى قطعه‌قطعه شدن ] ، خواه اين چيز رشته باشد و يا طناب . خداوند ، شكننده پيمان و سوگندها را به زنى تشبيه كرده است كه رشته‌اى را پس از تافتن باز كند . برخى گفته‌اند : در مكه زن احمقى بود كه در بامداد ، پشم خود را مىريسيد و در شامگاه آن را باز مىكرد و خداوند شكننده سوگند را به او تشبيه كرده است . در هر حال ، جملهء فوق تأكيدى است براى اين سخن خداوند : « و چون سوگند اكيد خورديد آن را مشكنيد » .
تَتَّخِذُونَ أَيْمانَكُمْ دَخَلًا بَيْنَكُمْ أَنْ تَكُونَ أُمَّةٌ .
همزهء استفهام انكارى از جمله حذف شده و در تقدير : « أ تتخذون . . . » بوده است . « دخل » عبارت از چيزى است كه هم
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 848 | محمد جواد مغنية