تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 845

مساهمون:

ص٨٤٥
گمراه مىسازد و هركه را بخواهد هدايت مىكند و از هركارى كه مىكنيد بازخواست مىشويد . ( 93 )

واژگان

العهد : هرآنچه را كه انسان با اختيار خودش به آن ملتزم مىشود ، خواه انجام دادن كارى باشد و خواه ترك آن ، اين چيز در عرف مردم يك نوع عهد و پيمان محسوب مىشود . وفاى به پيمان از ديدگاه شريعت ، تنها زمانى واجب است كه اين پيمان براى خدا و همراه با نام او باشد نظير اين‌كه شخص بگويد : با خدا پيمان بستم و يا بگويد : بر گردن من است پيمان خدا . نقض اليمين : مخالفت با سوگند . توكيدها : در اين‌جا مراد عقد سوگند است . جايز است « تأكيدها » با الف خوانده شود لكن با واو بهتر است ؛ زيرا مطابق با اصل است . كفيلا : ضامن وفاى به عهد . انكاثا : به فتح همزه جمع نكث به كسر نون به معناى منكوث : از بين رفته و شكسته شده است . الدّخل : در زبان عربى ؛ يعنى هرچيز كه نادرست باشد ، چنان‌كه در تفسير طبرى آمده است . أربى : بيشتر و فراوان‌تر .

اعراب

« أنكاثا » حال مؤكد از « غزلها » . برخى گفته‌اند : منصوب است بنابر مصدريّت . « دخلا » مفعول من اجله براى « تتخذون » . مصدر « ان تكون امّة » مجرور به باى محذوف يعنى : بكون امّة .