الثقل : استعاره است از كسى كه سفر كردن براى او دشوار است . در هرصورت در اينجا مراد از خفت و ثقل ، كوچ كردن است .
العرض : لذّتى كه به طور ناپايدار به انسان دست مىدهد .
السفر القاصد : سفر آسان ، و از قصد به معناى اعتدال ( ميانه ) گرفته شده است .
الشقّة : راهى كه پيمودنش دشوار باشد .
اعراب
« خفافا و ثقالا » حال از واو « انفروا » . « و لو كان عرضا » اسم « كان » محذوف است :
« لو كان ما دعوا اليه » . « لم » متعلق به « اذنت » و همانند آن است « لهم » . « يتبين » منصوب به « ان » كه پس از « حتّى » در تقدير است و مصدر ريخته شده ، مجرور به « حتّى » و متعلق به محذوف است و تقديرش چنين مىباشد : « هلا اخرتهم الى ان يتبين ذلك » .
[ تفسير ]
بسيج همگانى
انْفِرُوا خِفافاً وَ ثِقالًا وَ جاهِدُوا بِأَمْوالِكُمْ وَ أَنْفُسِكُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ .
« خفاف » جمع « خفيف » و مراد از آن در اينجا كسى است كه به آسانى توان شركت در جهاد را داشته باشد . « الثقال » جمع ثقيل و آن كسى است كه به سختى توان شركت در جهاد را داشته باشد . اين آيه بر وجوب رفتن همگانى به جنگ دلالت دارد و اينك به بيان آن مىپردازيم :
هرگاه دشمن بخواهد با تحريف كتاب خدا و سنّت قطعى پيامبر او ، يا با جلوگيرى مسلمانان از برپا كردن فرايض و شعاير دينى و يا تلاش كردن به منظور تسلط يافتن بر يكى از كشورهاى آنان ، به دين اسلام تجاوز كند ، در اين صورت ، بر مسلمانان واجب است كه با او به جهاد برخيزند و جلو نيرنگ و گمراهى او را بگيرند .
هرگاه جلوگيرى دشمن با جهاد برخى از مسلمانان امكانپذير باشد ، جهاد همين