سايههايشان را به چپ و راست مىافكنند و در برابر او خاشعاند ؟ ( 48 )
هرچه در آسمانها و زمين است از جنبندگان و فرشتگان بىهيچ گردنكشى خدا را سجده مىكنند . ( 49 )
از پروردگارشان كه فراز آنهاست مىترسند و به هرچه مأمور شدهاند همان مىكنند . ( 50 )
واژگان
الزّبر : به ضم زاء ، به معناى نوشتهها و از اين قبيل است سخن خدا :
« وَ إِنَّهُ لَفِي زُبُرِ الْأَوَّلِينَ
؛ و آن در نوشتههاى پيشينيان است » . « 1 » مفرد آن زبور است . گفته مىشود :
« زبرت الكتاب ؛ يعنى نوشتم كتاب را » . زبور به فتح زاء : منع كردن .
فى تقلّبهم : در تصرّفات و رفت و آمدهاى آنان .
التخوّف : از جمله معانى آن . تنقّص است ؛ يعنى ناقص قرار دادن چيزى . در مجمع البيان آمده است : « بيشتر مفسران گفتهاند : على تخوّف به معناى على تنقص است ؛ يعنى كم شدن آنان يا با كشته شدن و يا به سبب مردن » .
يتفيّأ : از فىء گرفته شده است . گفته مىشود : « فاء الظلّ ؛ يعنى رجوع كرد و بازگشت » .
داخرون : كوچكانند .
من فوقهم : كنايه از قدرت و عظمت خداست نظير سخن خدا :
« وَ هُوَ الْقاهِرُ فَوْقَ عِبادِهِ
؛ اوست قاهرى بالاتر از همهء بندگان خويش » . « 2 »
اعراب
« بالبينات » متعلق به « نوحى اليهم » و برخى گفتهاند : متعلق به فعل محذوف يعنى :
« ارسلنا الرّسل بالبينات و الزّبر » . مصدر « ان يخسف » مفعول « أمن » . « ما خلق اللّه » « ما »
هامش
( 1 ) . شعراء ( 26 ) آيهء 196 .
( 2 ) . انعام ( 6 ) آيهء 18 .