كار و خسته شد » .
اقسموا جهد أيمانهم : بيش از اندازه سوگند خوردند و كوشش كردند .
الجهد : به ضمّ جيم ، توانايى . مىگويند : « بذل جهده و جهوده ؛ توانش را به كار گرفت » .
بوّأ المكان : در آن جاى گرفت . « بوّأه و بوّأ له المكان ؛ جا براى او آماده كرد و او را در آن فرود آورد » .
اعراب
« جهد ايمانهم » مفعول مطلق براى « اقسموا » ، زيرا جهد الأيمان به معناى سختترين سوگند است و نيز جايز است كه مصدرى باشد در موضع حال ؛ يعنى « جاهدين فى أيمانهم » . « بلى » حرف جواب و اختصاص دارد به نفى و يا آنچه در حكم آن است نظير استفهام . بلى به معناى باطل كردن نفى و اثبات منفى است . « وعدا » منصوب است بنابر مصدريت ( مفعول مطلق ) و از اين قبيل است « حقا » ؛ يعنى وعد وعدا و حقّ حقّا » . « ليبيّن » منصوب به ان مضمره و مصدر مجرور به لام و متعلق به فعل محذوف ؛ يعنى « يبعثهم من أجل البيان و الافهام » و همانند آن است « ليعلم » . « انّما قولنا » « انّما » مركّب است از دو كلمه : انّ و ماى كافّه ( بازدارنده ) از عمل . « قولنا » مبتدا .
« لشىء » متعلق به « قولنا » . « اذا » ظرف زمان ، يعنى « وقت ارادتنا » و متعلق به « قولنا » .
مصدر « ان نقول له » خبر مبتدا . « كن » در اينجا تامّه است و همانند آن مىباشد « فيكون » . جملهء « فيكون » خبر براى مبتداى محذوف : « فهو يكون » .
تفسير
وَ أَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمانِهِمْ لا يَبْعَثُ اللَّهُ مَنْ يَمُوتُ
در آيهء 20 از همين سوره خداوند به مشركان فرموده است : شما آفريده را مىپرستيد نه آفريدگار را . در آيهء 24