تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 792

مساهمون:

ص٧٩٢
مؤخّر و از اين قبيل است و « منهم من حقّت » . « كيف » خبر مقدّم براى « كان » و « عاقبة » اسم آن .

تفسير

وَ قالَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا لَوْ شاءَ اللَّهُ ما عَبَدْنا مِنْ دُونِهِ مِنْ شَيْءٍ نَحْنُ وَ لا آباؤُنا وَ لا حَرَّمْنا مِنْ دُونِهِ مِنْ شَيْءٍ
نظير اين آيه با تفسيرش در جلد سوم در آيهء 148 از سورهء انعام ، بيان شد .
كَذلِكَ فَعَلَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ
اين ، يك اصل براى ستمگران در هرزمان و مكان است كه حق را انكار مىكنند و با طرفداران حق مىجنگند ؛ آن‌گاه اين عمل خود را به ارادهء خداوند مىدانند .
فَهَلْ عَلَى الرُّسُلِ إِلَّا الْبَلاغُ الْمُبِينُ .
وظيفهء پيامبران رسانيدن اوامر و نواهى خداوند است ، امّا عمل مردم برطبق آن ، به هيچ‌روى جزء وظايف آنان نمىباشد و اين معنا در بسيارى از آيات آمده است .
وَ لَقَدْ بَعَثْنا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ .
اين آيه نشان مىدهد كه خداوند براى هرامّتى در هرزمان و سرزمينى ، پيامبرى را فرستاده كه آنان را به پرستش خداى يگانه دستور مىدهد و از پرستش غير خدا ، بت باشد يا ستاره يا انسان و يا هرچيزى ديگر نهى مىكند و ضرورتى ندارد كه اين پيامبر بشر باشد ؛ زيرا خرد ، پيامبر درونى انسان است ، چنان‌كه نبى ، پيامبر برونى مىباشد . به بخش : « خدا و فطرت » در جلد سوم نگاه كنيد .
فَمِنْهُمْ مَنْ هَدَى اللَّهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ حَقَّتْ عَلَيْهِ الضَّلالَةُ .
مراد از ضلالت در اين‌جا ، عذاب است و از اين قبيل است سخن خداوند :
« وَ فَرِيقاً حَقَّ عَلَيْهِمُ الضَّلالَةُ
؛ گروهى عذاب را در خورند » ، « 1 » خداوند پيامبرانى را فرستاد ، تا مژده و بيم دهند . پس ، گروهى ايمان آوردند و از هدايت‌يافتگان و نزديكان در پيشگاه خداوند شدند و گروهى كفر
هامش
( 1 ) . اعراف ( 7 ) آيهء 30 .