در آيهء 95 از سورهء شعراء آمده است : « و همهء سپاهيان ابليس را » . نيز در آيهء 26 از سورهء اعراف آمده است : « او و قبيلهاش از جايى كه آنها را نمىبينيد شما را مىبينند » . اين آيه نشان مىدهد كه تعداد شياطين بىشمار است ، امّا از موجوداتى كه با چشم ديده و با دست لمس مىشوند ، نمىباشند . گاهى خداوند مىگويد : شيطان ، نزديكان و دوستانى دارد : چنانكه در آيهء 38 از سورهء نساء آمده است : « هركه شيطان قرين او باشد ، قرينى بد دارد » . در آيهء 75 از سورهء نساء مىفرمايد : « پس با هواداران شيطان قتال كنيد » . اين آيه به تنهايى نشان مىدهد كه پيكار و جهاد با گمراهان واجب است ، حتّى اگر آنان به ظاهر « مسلمان » باشند . در بيانى ديگر خداوند مىفرمايد : « آيا شما را آگاه كنم كه شياطين بر چه كسانى نازل مىشوند ؟ بر هر بسيار دروغگوى گنهكار نازل مىشوند » . « 1 » اين آيه نشاندهندهء آن است كه شياطين دروغگو هستند .
امّا وظيفهء شيطان و سپاهيانش ، آنگونه كه قرآن بيان مىكند ، عبارت است از گمراه كردن و منحرف ساختن ديگران از راه حق و نيكى ، لكن نه از راه فشار و اجبار ، بلكه از راه وسوسه كردن و آرايش دادن و فريبكارى و واژگونه كردن حقايق . از اينرو ، بارها اين سخن را گفتيم : هركس كه از راه تشويق و گمراه كردن ، عمل بد را براى انسان ، خوب جلوه دهد و او را به بدى و فساد تشويق كند ، همو شيطان رانده شده و ابليس نفرين گرديده است و تفاوت نمىكند كه اين آرايشدهنده خبر و گمراهكننده ، انسان باشد ، يا ثروت ، يا مقام ، يا كتاب ، يا روزنامه ، يا حديث نفس و يا چيزى ديگر و نيز فرق نمىكند كه اين چيز ديده شود يا ديده نشود .
آنچه گفته شد ، تصويرى از شيطان است كه در ذهن ما منعكس گرديد . ما آيات خداوند در كتابش را جستجو مىكنيم و دربارهء آنها مىانديشيم و به اين آيات ايمان داريم ، چنانكه به خدا و پيامبرش ايمان داريم ، امّا جزئيات و تفصيلها را رها مىكنيم ؛ زيرا خداوند آنها را مىداند و ما نسبت به آنها نه مسئوليّت داريم و نه بدانها مكلّف
هامش
( 1 ) . شعراء ( 26 ) آيات 221 - 222 .