هستيم . تمام آنچه بر ما واجب است ، اين است كه به وسيلهء چيزهاى فريبنده فريب نخوريم و به دنبال شهوتها حركت نكنيم و به سخن گمراهكنندگان گوش فراندهيم و هرگاه نفسمان ، ما را به يكى از امور وادارد و يا فريبدهندهاى تلاش كند كه ما را از راه راست ، گمراه و منحرف سازد ، بايد خدا و نيز مژدهها و هشدارهايش را به ياد آوريم و حدود او را رعايت كنيم ، بهگونهاى كه در اينباره ، الگوى خوبى باشيم ؛ زيرا خداوند مىفرمايد : « و اگر از جانب شيطان در تو وسوسهاى پديد آمد به خدا پناه ببر ؛ زيرا او دانا و شنواست » . « 1 » به جلد سوم رجوع كنيد .
2 . در نفس انسان شهوتها و ميلهايى وجود دارد و همينها نيرومندترين عاملى هستند كه انسان را به نافرمانى در برابر خدا و مخالفت با دستور او وادار مىكند ، زيرا اين شهوتها و غريزهها از درون شخص سرچشمه مىگيرند نه از برون . بنابراين ، هرگاه در درون شخص ، نيرويى بزرگتر و مقاومتر وجود نداشته باشد كه اين تمايلهاى شيطانى را كنار بزند و آنها را سركوب كند ، به ناچار او در ورطهء هوسها و آزها گرفتار خواهد آمد . اين نيروى بازدارنده ، نه عبادت و نماز است ، نه دانش و پژوهش و فضيلتها و خصايل ؛ بلكه عبارت است از تقوا و آگاهى ، تا انسان باتقوا و آگاه از روزنهء اين دو به هرچيزى نگاه كند . از اينرو ، تقوا بدون آگاهى و آگاهى بدون تقوا ، هيچكدام نمىتواند در برابر عوامل فريبنده مقاومت كند و بر سر راه شهوتها بايستد ؛ چرا كه ما بسيارى از پرهيزكاران را مىبينيم كه خود و واقعيّت خود را نمىشناسند و هواى نفس را دين مىپندارند و غرض شخصى را ايمان . نيروى توهّم و يا شيطنت انسانها ، حلال را در نظر وى حرام و حرام را حلال جلوه مىدهد . خداى سبحان به اين گروه اشاره مىكند و مىفرمايد :
« آنهايى كه كوششان در زندگى دنيا تباه شد و مىپنداشتند كارى نيكو مىكنند » . « 2 » امّا
هامش
( 1 ) . اعراف ( 27 ) 200 .
( 2 ) . كهف ( 18 ) آيهء 104 .