تصديق قرار مىگيرد ، در حالى كه مردم او را قبلا به دروغگويى مىشناختند .
5 .
وَ ما كانَ لِي عَلَيْكُمْ مِنْ سُلْطانٍ إِلَّا أَنْ دَعَوْتُكُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِي .
به اقرار خود شيطان ، او هيچگونه قدرت و سلطهاى ندارد ، جز فراخواندن به باطل ، گمراهى ، مكر و نيرنگ . و جز افرادى كه از خرد ، روحيه و ايمان ضعيف برخوردارند ، كسى به فراخوانى او پاسخ نمىدهد . سخن شيطان : « من تسلطى بر شما ندارم » دقيقا همانند سخن خداوند است كه به او فرمود : « تو را بر بندگان من ، تسلّطى نيست ، مگر بر آن گمراهانى كه تو را پيروى كنند » « 1 » .
4 .
فَلا تَلُومُونِي وَ لُومُوا أَنْفُسَكُمْ .
وقتى كه ويل براى كسى باشد كه نمرود او را تكفير كرده است ، پس چگونه خواهد بود كسى كه ابليس وى را تكفير كرده باشد ؟
وقتى كه مردم از شيطان [ به خدا ] پناه برند ، پس چگونه خواهد بود كسى كه شيطان او را سرزنش كند و از او پناه ببرد ؟ آرى ، اين است سرنوشت كسى كه حق و صالحان را خوار مىكند و فساد و مفسدان را يارى مىرساند و به دنبال هرصدايى راه مىافتد . ما بسيارى از شيطانهاى انسى را ديديم كه نوجوانان و كمخردان را فريب مىدهند و با خرابكارى و اشاعهء هرجومرج گستاخشان مىسازند ، تا هنگامى كه آنان گرفتار كيفر كردار خود مىشوند و [ در اين هنگام ] شيطانهايشان به آنها همان چيزى را مىگويند كه ابليس در روز قيامت به پيروان و دوستان خود مىگويد .
ما أَنَا بِمُصْرِخِكُمْ وَ ما أَنْتُمْ بِمُصْرِخِيَّ
« صارخ » ؛ يعنى فريادكننده و « مصرخ » ؛ يعنى فريادرس . معناى اين جمله چنين است : شيطان در فرداى قيامت به پيروانش مىگويد : نه من مىتوانم چيزى را از شما دفع كنم و نه شما مىتوانيد چيزى را از من دفع كنيد و ميان من و شما هيچگونه پيوندى وجود ندارد .
إِنِّي كَفَرْتُ بِما أَشْرَكْتُمُونِ مِنْ قَبْلُ .
ابليس به كسانى كه از او فرمانبردارى كردهاند ، مىگويد : در دعوتى كه از شما كردم ، از من اطاعت كرديد و در وجوب فرمانبردارى ، مرا شريك خدا قرار داديد ،
هامش
( 1 ) . حجر ( 15 ) آيهء 42 .