مصرخكم : فريادرس شما . گفته مىشود : « استصرخنى فأصرخته ؛ او مرا فرياد كرد و من هم به فرياد او رسيدم » .
اعراب
« وعد الحق » از قبيل اضافهء شىء به خودش است همانند : « حبّ الحصيد و مسجد الجامع » . « من سلطان » ، « من » زايد و « سلطان » اسم « كان » . مصدر « ان دعوتكم » منصوب است بنابر اينكه استثناى منقطع مىباشد ؛ زيرا دعوت شيطان غير از سلطان است . « اشركتمون » در اصل « اشركتمونى » بوده است .
[ تفسير ]
خطبهء شيطان
در آغاز جلد اوّل ، و نيز در جلد دوم پيرامون انديشهء ابليس و شيطان به تفصيل سخن گفتيم و نيز در هنگام تفسير آياتى كه بر ذكر شيطان مشتمل است بهطور اجمال صحبت كرديم . در اينجا بار ديگر بهگونهاى جامعتر و گستردهتر به اين موضوع مىپردازيم ؛ زيرا آيهاى كه ما درصدد تفسير آن هستيم از روشنترين آياتى است كه بر وجود شيطان دلالت دارد و اينكه او يك حقيقت ثابت است ، هرچند اين آيه ، حقيقت و هويّت او را بيان نكرده است . نكات مربوط به اين آيه را به صورت زير بيان مىكنيم :
1 . خداى سبحان ، در كتاب خود ، از شيطان با عبارتهاى مختلف ياد كرده است ، به عنوان نمونه ، گاهى مىفرمايد : شيطانها از نوع انس و جنند چنانكه در آيهء 112 از سورهء انعام آمده است : « شياطين انس و جن براى فريب يكديگر ، سخنان آراسته القا مىكنند » . اين آيه بدين نكته اشاره دارد كه هرسخنى كه برونش رحمت و درونش داراى عذاب باشد ، از القاءات شيطانى است ، حال گويندهاش هركه باشد [ تفاوت نمىكند ] گاهى خداوند مىگويد : شيطان را سپاهيان و قبيلههايى است ، همانطور كه