كارى كه انجام مىدهد مسئول است : « به پروردگارت سوگند كه همه را بازخواست كنيم ، به خاطر كارهايى كه مىكردهاند » . « 1 » و حتّى گفتارشان را هم از آنان بازخواست خواهيم كرد : « هيچ كلامى نمىگويد ، مگر آنكه در كنار او مراقبى حاضر است » . « 2 » از اينرو ، فرد پيرو ، مورد بازخواست قرار مىگيرد : آيا از هدايت پيروى كرده و يا از گمراهى ؟ و آيا مصلحان را پشتيبانى كرده است و يا مفسدان را ؟ نيز شخصى كه پيروى شده ، بازخواست مىشود و مسئوليت او مهمتر و بزرگتر [ از پيروىكننده ] است ؛ زيرا او هم دربارهء خودش مسئول است و هم دربارهء ديگران و افرادى كه به دنبال او حركت كردهاند و اينكه آيا او و بال خود و نيز ديگران را مىتواند بر دوش گيرد ؟
من كسى را بيچارهتر از ستمگرى كه ديگران از او پيروى كردهاند نمىبينم ، جز همان كسى را كه از او پيروى و وى را در ستمگرىاش كمك كرده است ، در حالى كه او را به خوبى مىشناخته است ؛ زيرا ستم ستمگر در پيشگاه خدا از شكيبايى ستمديده در برابر ستم بدتر نيست ؛ چرا كه كشته شدن ستمديده در راه حق ، شهادت است و شهيدان زندهاند و در نزد پروردگارشان روزى مىخورند ، مگر نه اين است كه سكوت ستمديده در برابر ستمگر ، او را بر ستم كردن ، گستاختر مىسازد و اگر ستمگر بداند كه در وجود ستمديده ، روح « حسينى » است ، هرآينه ، ستم را رها خواهد كرد . « 3 »
در هرحال ، مراد از ضعفاء در آيه ، كسانى هستند كه روحيهء ضعيفى دارند و از ستمگر گمراه پيروى مىكنند ، در حالى كه از ستمگرى و گمراهى او آگاهى دارند ، لكن اين كار را به خاطر آرزوى جاه و مقام انجام مىدهند و يا به سبب ترس و ترجيح سلامتى و راحتى . افرادى كه كوركورانه و بر اثر تقليد از عموم و يا تقليد از دوستان و نزديكان خود از شخص گمراه پيروى مىكنند نيز همانند آنان مسئول و گناهكارند .
هامش
( 1 ) . حجر ( 15 ) آيات 93 - 94 .
( 2 ) . ق ( 50 ) آيهء 18 .
( 3 ) . اين سخن اشاره است به سخن حسين بن على عليه السّلام كه فرمود : « مرگ را جز سعادت و زندگى با ستمگران را جز بدبختى نمىدانم » .