تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 675

مساهمون:

ص٦٧٥

واژگان

برزوا اللّه : آشكار شوند براى خدا ( حاضر شوند در پيشگاه خدا ) مغنون : دفع‌كنندگان . محيص : گريزگاه ، مفر .

اعراب

دربارهء تركيب
« مَثَلُ الَّذِينَ كَفَرُوا »
، چند ديدگاه وجود دارد كه بهترين آنها ديدگاه من و ابو حيان اندلسى است كه « مثل » مبتداى اوّل و « اعمالهم » مبتداى دوم و « كرماد » خبر آن و مبتداى دوم با خبرش ، خبر مبتداى اوّل . « فى يوم » متعلق به محذوف و حال است از « الرّيح » . « عاصف » صفت براى « الرّيح » و فاعلش محذوف مىباشد : « عاصف ريحه » . « ذلك » مبتدا و « الضّلال » خبر آن . « هو » ضمير فصل كه محلّى از اعراب ندارد . « من العذاب » متعلق به محذوف و حال از « شىء » . حال مقدّم بر صاحب خودش شده ؛ زيرا صاحبش نكره است ؛ « من شىء » « من » از ديدگاه ابو البقاء ، زايد است ، زيرا در سياق استفهام مىباشد و آن همانند نفى است . « شىء » مفعول براى « مغنون » ؛ زيرا اين فعل به معناى تمنعون و در تقدير ، چنين است : « هل تمنعون عنّا من العذاب شيئا ؛ آيا چيزى از عذاب را از ما دفع مىكنيد » .

تفسير

مَثَلُ الَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ أَعْمالُهُمْ كَرَمادٍ اشْتَدَّتْ بِهِ الرِّيحُ فِي يَوْمٍ عاصِفٍ .
برخى از مفسران مىگويند : مراد از آيه آن است كه كافر در برابر عمل نيكو مانند صدقه و امثال آن ، پاداش داده نمىشود . به نظر من ، هركس كه با انگيزهء انسانى كارى نيك را انجام دهد ، براى خدا كار كرده است ، خواه هدفش خدا باشد ، خواه نباشد و