تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 605

مساهمون:

ص٦٠٥

واژگان

السّحاب الثّقال : ابرهاى گرانبار ؛ زيرا ابر به وسيله آب ، سنگين مىشود . المحال : به كسر ميم به معناى فريب . مىگويند : « ماحله مماحله ؛ فريب داد او را » . و مراد از آن در اين‌جا آن است كه خداوند سخت نيرومند است . الظلال : جمع ظلّ و آن عبارت است از سايهء چيز . الغدو : جمع غدوة و غدوات جمع غداة به معناى بامداد . الآصال : جمع اصيل : شامگاه و هنگامهء ميان عصر و مغرب .

اعراب

« خوفا و طمعا » از ديدگاه ابو البقاء مفعول من اجله است و از ديدگاه طبرسى مصدرى است كه به جاى حال از ضمير خطاب « يريكم » واقع شده . « كباسط » متعلّق به مفعول مطلق محذوف ؛ يعنى : « الّا استجابة كاستجابة باسط كفيه الى الماء » . « ليبلغ » منصوب به « ان » كه پس از لام در تقدير است و مصدر مجرور به لام ، متعلّق به « باسط » . فاعل « يبلغ » ضميرى است كه به آب برمىگردد . « طوعا و كرها » جانشينان مفعول مطلق ؛ يعنى : « سجودا طوعا و كرها » و يا در موضع حال مىباشند . به معناى : « طائعين و كارهين » . « ظلالهم » عطف است بر « من فى السموات » . « بالغدو » متعلق به « يسجد » .

تفسير

هُوَ الَّذِي يُرِيكُمُ الْبَرْقَ خَوْفاً وَ طَمَعاً وَ يُنْشِئُ السَّحابَ الثِّقالَ .
خداوند جهان هستى را آفريد و اين جهان ويژگىها و سنّت‌هايى دارد كه براى آنها آثار و پديده‌هايى است . برخى از اين پديده‌ها عبارتند از : برق ، رعد ، ابرها و آذرخش‌ها و نيز ديگر
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 605 | محمد جواد مغنية