واژگان
السّحاب الثّقال : ابرهاى گرانبار ؛ زيرا ابر به وسيله آب ، سنگين مىشود .
المحال : به كسر ميم به معناى فريب . مىگويند : « ماحله مماحله ؛ فريب داد او را » .
و مراد از آن در اينجا آن است كه خداوند سخت نيرومند است .
الظلال : جمع ظلّ و آن عبارت است از سايهء چيز .
الغدو : جمع غدوة و غدوات جمع غداة به معناى بامداد .
الآصال : جمع اصيل : شامگاه و هنگامهء ميان عصر و مغرب .
اعراب
« خوفا و طمعا » از ديدگاه ابو البقاء مفعول من اجله است و از ديدگاه طبرسى مصدرى است كه به جاى حال از ضمير خطاب « يريكم » واقع شده . « كباسط » متعلّق به مفعول مطلق محذوف ؛ يعنى : « الّا استجابة كاستجابة باسط كفيه الى الماء » . « ليبلغ » منصوب به « ان » كه پس از لام در تقدير است و مصدر مجرور به لام ، متعلّق به « باسط » . فاعل « يبلغ » ضميرى است كه به آب برمىگردد . « طوعا و كرها » جانشينان مفعول مطلق ؛ يعنى : « سجودا طوعا و كرها » و يا در موضع حال مىباشند . به معناى :
« طائعين و كارهين » . « ظلالهم » عطف است بر « من فى السموات » . « بالغدو » متعلق به « يسجد » .
تفسير
هُوَ الَّذِي يُرِيكُمُ الْبَرْقَ خَوْفاً وَ طَمَعاً وَ يُنْشِئُ السَّحابَ الثِّقالَ .
خداوند جهان هستى را آفريد و اين جهان ويژگىها و سنّتهايى دارد كه براى آنها آثار و پديدههايى است . برخى از اين پديدهها عبارتند از : برق ، رعد ، ابرها و آذرخشها و نيز ديگر