تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 608

مساهمون:

ص٦٠٨
خواهد بود . هركس غير خدا نظير بت‌ها و امثال آن را بخواند ، در واقع باطل ، سراب ، سنگ و جماد را خوانده است كه نه زيان مىرساند و نه سود .
وَ ما دُعاءُ الْكافِرِينَ إِلَّا فِي ضَلالٍ ؛
دعاى كافران بسان تشنه‌اى است كه دود را ابر و سراب را آب مىانگارد و دو دستش را دراز مىكند تا آنها را پر از آب كند و دهانش را باز مىكند تا آب بنوشد و تشنگىاش را فرونشاند ، امّا ناگهان پندارش به دريغ‌ها و اندوه‌ها تبديل مىشود .
وَ لِلَّهِ يَسْجُدُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ طَوْعاً وَ كَرْهاً .
نظير اين با تفسيرش در جلد دوم آيهء 83 سورهء آل عمران ، بيان شد .
وَ ظِلالُهُمْ بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ .
« ظلّ » سايهء جسم است كه هميشه آن را همراهى و با آن حركت مىكند همانند صورت چيز در آينه . خداوند تنها از بامدادان و شامگاهان نام برده است ؛ زيرا سايه در اين دو هنگام دراز مىشود . معناى جمله چنين است : هرچه در آسمان‌ها و زمين است براى خدا سجده مىكند و نيز سايهء آنها . پرسش : سايه در واقع و ذات چيزى نيست و نام آن هم نشان‌دهندهء همين مدّعاست ، بلكه پيرو صاحب خود مىباشد . و از اين‌رو ، معمولا آن را براى عدم و نيستى مثل مىزنند . بنابراين ، چگونه خداوند آن را در مقابل صاحبش قرار داده و اين دو را بر يكديگر عطف كرده است ؟ پاسخ : صوفيه چنين پاسخ داده‌اند كه مراد از « من فى السموات و الارض » ، بدن‌هاست و مراد از « ظلال » ، ارواح . امّا آنچه ما مىفهميم آن است كه « ظلال » كنايه از فراگير شدن هرچيزى است و اين‌كه هرآنچه در جهان هستى وجود دارد براى خدا سجده مىكند و از باب دلالت ساخته بر سازنده ، به وجود او اعتراف مىنمايد ، حتّى سايه هم اگر چيزى به‌شمار آيد ، براى او سجده مىكند .