تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 606

مساهمون:

ص٦٠٦
پديده‌هايى كه دانا و نادان و مؤمن و كافر آنها را مىبينند و حقايق و طبيعت آنها را جز متخصّصان ، كسى نمىداند . خداوند اين پديده‌ها [ ى طبيعى ] را از باب نسبت دادن چيز به نخستين سبب آن ، به خود نسبت داده است و نه به اسباب و عوامل طبيعى و مستقيم آنها و هدف از اين كار هم آن است كه خداوند مىخواهد يادآورى كند كه سبب همهء سبب‌ها اوست و تمامى كارها به او برمىگردد . سخن خداى تعالى :
« خَوْفاً وَ طَمَعاً »
اشاره بدين نكته دارد كه برق گاهى از طريق آذرخش‌ها ، بيم‌دهنده است و گاهى به وسيله باران مژده‌دهنده مىباشد . بنابراين ، انسان بر اثر اوّلى بيمناك و به سبب دومى در يك آن ، اميدوار مىشود .
وَ يُسَبِّحُ الرَّعْدُ بِحَمْدِهِ وَ الْمَلائِكَةُ مِنْ خِيفَتِهِ .
مراد از تسبيح رعد آن است كه اين پديده نشاندهندهء قدرت و عظمت خداوند است ، همان‌گونه كه نوشته ، نشان‌دهندهء وجود نويسنده و ساختمان ، نشان‌دهندهء وجود بنّا مىباشد . با اين بيان ، تفسير اين سخن خدا را هم درمىيابيم : « و هيچ موجودى نيست جز آن‌كه او را به پاكى مىستايد » . « 1 » بدين معنا كه نشانهء وجود اوست . به بيان ديگر ، هركارى كه نيكو و استوار باشد ، شكل و ريخت آن نشانگر فاعل آن است و با زبان حالش او را ستايش مىكند . بىترديد ، هرآنچه در جهان هستى به چشم مىخورد ، در اوج استوارى قرار دارد . از اين‌رو ، با ريخت خودش ، آفريننده‌اش را نشان مىدهد و با زبان حالش او را ستايش مىكند . سخن يكى از صوفيان خنده‌آور است كه مىگويد : رعد ، آوازهاى بلند فرشتگان و برق ، آه‌هاى سوزان دل آنان است .
وَ يُرْسِلُ الصَّواعِقَ فَيُصِيبُ بِها مَنْ يَشاءُ .
پرسش : آذرخش‌ها و زلزله‌ها از پديده‌هاى طبيعى و سنّت‌هاى آن هستند و روشن است كه طبيعت كور ، ميان پيامبران و شقاوتمندان تفاوت نمىگذارد و همه‌چيز اعمّ از خوب و بد را فرامىگيرد . از ديدگاه طبيعت ميان بدترين و زيان‌آورترين ميكروب‌ها
هامش
( 1 ) . اسراء ( 17 ) آيهء 44 .
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 606 | محمد جواد مغنية