در برخى از تفاسير آمده است كه خداوند ده تن از فرشتگان را مىفرستد كه انسان را در روز ، نگهدارى مىكنند و در هنگام غروب ، اين گروه مىروند و ده تن ديگر مىآيند و او را در شب پاسدارى مىكنند و بدين ترتيب ، دربارهء هرفردى از افراد انسان و در هرروز ، اين كار را انجام مىدهند . امّا ابليس ، خود ، انسان را در روز گمراه مىكند و فرزندان او ، در شب .
اين سخن ، علاوه بر آنكه از مفهوم لفظ و ظاهر آيه به دور است ، فهم و ذوق انسان نيز آن را نمىپذيرد . امّا آنچه ما از اين واژه مىفهميم آن است كه مراد از معقبّات ، حواسّ و غرايز انسان است كه با آن وجود خويش را حفظ مىكند و معناى آيه چنين است : خداى سبحان انسان را آفريد و در او گوش ، چشم ، درك و ديگر ويژگىها و غرايز را قرار داد تا او را نگهدارد . اين معنا هرچند از مفهوم لفظ دور است ، لكن با واقعيّت همخوانى دارد و سياق آيه هم آن را نفى نمىكند ؛ چرا كه مثلا ، انسان با درك ، سودمند را از زيانآور تشخيص مىدهد و با چشم راه درست را مىشناسد و از راه دوستى ذاتى از كارهايى كه باعث هلاكت او مىشوند خوددارى مىكند .
دگرگون نمىكند تا دگرگون شوند
إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ .
مفسران گفتهاند : اين آيه نشان مىدهد كه گروهى كه در نعمت مال و امنيّت زندگى مىكنند ، مادام كه نماز بخوانند و زكات بدهند ، خدا آن را از ايشان نمىگيرد و اگر نافرمانى كردند ، خدا اين نعمت را از آنان بر طرف مىسازد .
لكن ما اين آيه را در پرتو تعاليم اسلام و واقعيّت زندگى و نيز آنچه از عبارت آيه برداشت مىشود ، تفسير مىكنيم . يكى از بهترين تعاليم اسلام آن است كه هرگاه نفس انسان به محرّمات و گناه ميل كند و يا به پستى و تهيدستى راضى شود ، بايد به جهاد و مبارزه با آن پرداخت و بايد در راه عدالت و آزادى از ستم و بردگى ،