حاصل شده است ، مىگوييم : ما هم حواس داريم و جز شما كسى را نديديم كه بگويد :
تنها حواس را تصديق كنيد . اگر بگوييد : اين ايمان از غير طريق حواس براى ما حاصل شده است ، پس در اين صورت ، خودتان ، خودتان را نقض كرديد . زيرا به چيزى ايمان آوردهايد كه حواس ، آن را مشاهده نكرده است . در سال 1962 كتابى را بر ردّ مادّيون به نام فلسفة المبدأ و المعاد نوشتم . اين كتاب پس از چاپ ، در مدّت كوتاهى تمام نسخههايش تمام شد . پس از نگارش اين كتاب ، سخنان زيادى دربارهء مادّيون و ردّ بر آنها را خواندم . برخى از اين مطالب از قرار زير است :
1 . برطبق منطق مادّيون ، بايد ميان انسانى كه معجزه مىآفريند و پستترين حشرهاى كه از عفونت و پليدى بهوجود مىآيد ، هيچ تفاوتى نباشد ؛ زيرا هركدام از اين دو ، زاييدهء تصادف و طبيعت كور است و دست عنايت و تدبير بدان نرسيده است .
2 . دانشمندان در مخ انسان ، چهارده هزار ميليون خط يافتهاند كه بهطور دقيق و استوار ، به هم پيوسته و سامان يافتهاند ، بهگونهاى كه بزرگترين مهندسان ، بلكه تمامى آنان از سامان دادن آن ناتوانند ، و اگر يكى از خطها به اندازهء يك مو از جاى خود منحرف شود ، درك انسان از بين مىرود و يا متزلزل مىشود ، چنانكه هرگاه سيمهاى برق اختلال پيدا كند ، نور برق از بين مىرود و يا خاموش و روشن مىشود .
اين موضوع را از ديدگاه عقل نمىتوان توجيه كرد ، جز اينكه وجود يك مدبّر دانا را فرض كنيم كه با چشم ، گوش ، دست ، بينى و زبان احساس نمىشود . تصادف ، هراندازه كه كارهاى اعجازآميز و غيرعادّى انجام دهد ، امّا نمىتواند حتّى يك نيروگاه برق ايجاد كند و چهارده هزار ميليون خطّ محكم و منظم را در يك آن ، بدان وصل كند ، چه رسد به اينكه اين نيروگاهها به تعداد سرها و مخهاى آدمىزادگان باشد و بالاتر از همهء اينها ، تمام آنها قابل حس و درك باشند ؟
3 . مادّىها مىگويند : مخ انسان مانند عقل الكترونيكى است و هردو مجموعهاى است از اجزاى جامد و بهگونهاى سامان يافتهاند كه همان آثار و دادهها را
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 594
مساهمون: محمد جواد مغنية
ص٥٩٤