چه كسى استعداد اين ابتكار و نوآورى را به زنبور الهام كرده است ، اتفاق و يا اينكه در وراى طبيعت يك نيرو و حقيقتى است كه در طبيعت و نظام آن دخالت دارد ؟ زنبورعسل و مورچه حكايتهايى دارند فراتر از تصوّر و جز با وجود يك مدبّر دانا ، هيچگونه توجيهى نمىتوان براى آن يافت . اينك بار ديگر به اين سخن ولتر كه پيشتر بارها بدان اشاره كردهايم بازمىگرديم كه « در برابر انديشهء وجود خدا موانعى است ، لكن در انديشهء ضدّ خدايى حماقتهايى ؛ و به همين ترتيب انسان از يك حالت شك به حالت شك ديگر منتقل مىشود ، تا اينكه به اين نتيجه مىرسد كه تصديق وجود خداوند [ از تمامى انديشهها ] به صواب نزديكتر است و قوانين بديهى جهان به او تعلق دارند » .
وَ يَسْتَعْجِلُونَكَ بِالسَّيِّئَةِ قَبْلَ الْحَسَنَةِ وَ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِمُ الْمَثُلاتُ .
مراد از « سيّئة » در اينجا مجازات و مراد از « حسنة » ، پاداش است . پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله مشركان را به يكتاپرستى فراخواند و در صورتى كه آنان به فراخوانى او پاسخ مثبت دهند ، به آنان وعدهء پاداش داد و در صورتى كه خوددارى كنند ، به ايشان هشدار مجازات داد .
مشركان به جاى اينكه دعوت پيامبر صلّى اللّه عليه و إله را اجابت و از شرك توبه كنند ، بر نافرمانى و سركشى خود افزودند و قدرت خود را در گناه كردن دانستند و گفتند : اگر راست مىگويى ، نسبت به هشدارى كه به ما دادهاى شتاب كن . آنان اين سخن را گفتند و از امّتهاى گذشته سرمشق نگرفتند ، امّتهايى كه پيامبران خداوندشان را نافرمانى كردند و خداوند هم آنان را به سختى مجازات نمود .
شايان يادآورى است كه عبرت و پند نگرفتن ، تنها به مشركان اختصاص ندارد ؛ زيرا بيشتر مردم از ديگران عبرت و از اندرزها پند نمىگيرند ، حتّى اندرزدهندگان .
رمز اين كار آن است كه بيشتر انسانها از منافع و احساسات خود پيروى مىكنند و نه از خرد و دينشان . و از ضرب المثلهاى غربى است : زن از راه شكم مرد ، بر او حكومت مىكند نه از راه عقل او .