فِيها خالِدُونَ .
خداى سبحان به منظور مبالغه در تهديد و بيان خشم و قهر خودش ، سه بار واژهء « اولئك » را تكرار كرده است . اين سخن خدا : « اولئك الّذين كفروا بربّهم » ، نشان مىدهد كه هركس ايمان داشته باشد به اينكه خداوند آفرينندهء جهان است ، بايد ايمان بياورد به اينكه او مىتواند انسانها را از قبر برانگيزد و هركس كه اين رستاخيز را انكار كند ، خواسته و يا ناخواسته به خداوند كافر شده است و هركس كه ميان ايمان به خدا و ايمان به ناتوانى او از زنده كردن مردگان گرد آورد ، در واقع ميان دو نقيض گرد آورده است . مشركان دوباره زنده كردن را انكار كردهاند ؛ زيرا در پندار آنان ، خدا بر اين امر توانايى ندارد ، چنانكه اين سخن آنان بر پندار آنها دلالت دارد : « آيا آن هنگام كه خاك شويم از نو ما را بيافرينند ؟ » بنابراين ، مشركان هرچند با زبانشان به وجود خدا اعتراف مىكنند ، امّا در واقع منكر او هستند .
مادّيون و زندگى پس از مرگ
ماترياليستها ، وجود خدا را انكار كردهاند ، بنابراين ، طبيعى است كه زندگى پس از مرگ را هم منكر شوند و دليل ايشان نيز يك چيز است و هيچگونه تغيير و اصلاحى در آن به چشم نمىخورد و آن اين است : هرچيزى كه براى حواسّ [ پنجگانه ] بهطور علنى آشكار شود ، بايد بدان ايمان داشت و هرچيزى كه بر آن پنهان بماند بايد آن را نفى و انكار كرد . بنابراين ، به گفته مادّيون : آغاز و انجام و برون و درون ، همان حواس است . در اين صورت ، چگونه آنان به بهشت ايمان بياورند ، در حالى كه ميوههايش را نخوردهاند ؟ چگونه به دروغ ايمان بياورند ، در حالى كه آتش آن به ايشان نرسيده است ؟
ما به نوبهء خود مىپرسيم : شما از كجا علم و ايمان پيدا مىكنيد به اينكه تنها راه حقيقت و واقع ، همان حواس ظاهرى است و ما سواى آن ، بيهوده و سخن توخالى است ؟ البتّه به تعبير خود آنان . اگر بگوييد : اين ايمان از طريق مشاهدهء حواس براى ما