تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 592

مساهمون:

ص٥٩٢
الحسنة : نعمت . المثلات : جمع مثلة به فتح ميم و ضم ثاء به معناى مجازاتى است كه از آن اثرى برجاى ماند كه نشان‌دهنده اين مجازات باشد نظير بريدن بينى و امثال آن .

اعراب

« فعجب » خبر مقدّم و « قولهم » مبتداى مؤخّر . « اذا » در محلّ نصب و متعلق به فعل محذوف كه كلام بر آن دلالت دارد . يعنى : « أ اذا كنا ترابا نبعث » .
« أُولئِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ »
مبتدا و خبر ؛ زيرا كلام ، تمام و مفيد است و همچنين است جملهء
« أُولئِكَ الْأَغْلالُ فِي أَعْناقِهِمْ »
.
« أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ »
، مبتداى اوّل و دوم . « هم » ضمير فصل . « خالدون » خبر مبتداى دوم و جمله ، خبر مبتداى اوّل . « فيها » متعلق به « خالدون » . « قبل » ظرف و متعلق به « يستعجلونك » . « هاد » مبتداى مؤخّر و مرفوع به ضمّه مقدر ، بنابر اين‌كه « يا » حذف شده و در اصل هادى بوده است همانند قاضى . « لكلّ قوم » خبر مقدّم و جمله مستأنفه است .

تفسير

وَ إِنْ تَعْجَبْ فَعَجَبٌ قَوْلُهُمْ أَ إِذا كُنَّا تُراباً أَ إِنَّا لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ .
خطاب متوجّه حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و إله است . ضمير « قولهم » به مشركانى برمىگردد كه نبوّت او را انكار كردند . و معناى آن چنين است : اگر از اين‌كه مشركان بت‌ها را مىپرستند و نبوّت تو را انكار مىكنند در شگفت مىآيى ، شگفت‌آورتر از آن ، اين است كه آنان روز قيامت را تكذيب مىكنند ؛ زيرا آنان اعتراف دارند كه خداوند ، جهان هستى را آفريده و پديد آورده است و [ بديهى است ] كسى كه توان اين كار را داشته باشد ، سزاوارتر خواهد بود كه بتواند انسان را پس از مرگش دوباره زنده كند .
أُولئِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ وَ أُولئِكَ الْأَغْلالُ فِي أَعْناقِهِمْ وَ أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ