پاسخ : اگر ما از باب جدل ، بپذيريم كه گياهشناسان عوامل تفاوت را مىشناسند ، اين شناخت محدود است و از مرحلهء معينى فراتر نمىرود ، بدين معنا كه آنان تنها سبب نزديك و مستقيم تفاوت را مىدانند و اگر دربارهء سبب دور كه سبب نزديك را ايجاد كرده پرسيده شود ، هيچ تفسير و توجيهى براى آن نخواهند داشت ، مگر از طريق يكى از دو فرض : يا اتفاق و يا وجود يك مدبّر دانا در ماوراى طبيعت .
فرض نخست باطل است ؛ زيرا تصادف تكرار نمىشود و ادامه پيدا نمىكند . بنابراين ، فرض دوم متعين است . پيشتر چندين بار بيان كرديم كه عادت قرآن بر آن است كه تمامى رويدادهاى طبيعى نشأت گرفته از عوامل مادّى را از باب نسبت دادن كارها به فاعل نخست آن ؛ به خداوند نسبت مىدهد ، تا بدينوسيله ، مردم را به ياد خدا بيندازد و اينكه او آفرينندهء جهان هستى با تمام آسمانها و زمينش است .
ممكن است بگوييد : دهرىها نيز مىتوانند به نوبهء خود از سبب وجود مدبّر در ماوراى طبيعت بپرسند ؟
در پاسخ مىگوييم : اين پرسش از اساس وارد نيست ؛ زيرا فرض بر آن است كه آن مدبّر ، سببى ندارد و او خود سبب سببهاست . بنابراين ، پرسش دربارهء سبب او همانند اين پرسش است : چه كسى خدا را آفريده است ؟ در حالى كه فرض بر اين است كه او آفريننده است ، نه آفريده و نيز نظير اين است كه كسى از سبب درست ديدن چشم و درست شنيدن گوش بپرسد ، با اينكه اين دو ، دليل قاطعى است براى ردّ هرگونه شك و ترديدى .
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 590
مساهمون: محمد جواد مغنية
ص٥٩٠