تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 589

مساهمون:

ص٥٨٩
لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ .
اين تفاوت ، به‌رغم يكى بودن مكان ، آب‌وهواى اين ميوه‌ها ، از ديدگاه كسى كه تنها از راه انديشه ايمان مىآورد ، دليل روشنى است بر وجود يك مدبّر و حكيم . از سخنان امام على عليه السّلام است كه فرمود : « هيچ دانشى همچون انديشيدن و هيچ حسبى همانند فروتنى نيست » .

سيد افغانى و دهرىها

بهترين تفسير براى مجموع اين آيه ، مطلبى است كه در رساله الرّد على الدّهريين نگاشتهء سيّد جمال الدّين افغانى آمده است . او مىگويد : اگر از داروين دربارهء درختان موجود در جنگل‌هاى هند و گياهانى كه از زمان‌هاى دور - كه تاريخ آن را مشخص نمىكند و تنها مطالبى را از روى تخمين و گمان در اين‌باره بيان مىكند - در آن پيدا شده ، پرسيده شود : اين درختان كه ريشه‌هاى آنها در يك نقطه قرار دارند و شاخه‌هايشان در يك هوا پرورش مىيابند ، سبب چيست كه هركدام از آنها در بنيه ، شكل ، برگ‌ها ، بلندى ، كوتاهى ، كلفتى ، نازكى ، شكوفه ، ميوه ، بو و مزه از ديگرى متفاوت است ؟ كدام عامل بيرونى در اين درختان تأثير گذارده كه به‌رغم يگانگى مكان ، آب‌وهوا با يكديگر تفاوت داشته باشند ؟ گمان مىكنم راهى به سوى پاسخ اين پرسش وجود نداشته باشد ، جز اين‌كه [ داروين ] ناتوانايىاش را ابراز كند . اگر به داروين بگويند : ماهيان درياچه اورال و درياى خزر ، باوجود اين‌كه در خوراكى و نوشيدنى و مسابقه در ميدان با يكديگر شريك بكند ، مىبينيم كه در نوع ، رنگ ، شكل و حركت با يكديگر اختلاف زيادى دارند . سبب اين اختلاف و تفاوت چيست ؟ به نظر من ، وى در پاسخ اين پرسش هم دچار مشكل خواهد شد . پرسش : داروين مىتواند در پاسخ سيّد افغانى بگويد : گياه‌شناسان ، عوامل طبيعى اين تفاوت را مىشناسند و مىتوانند آنها را براى هرجوينده‌اى برملا كنند . بر اين اساس ، در اين حالت ، به فرض وجود مدبّر در وراى طبيعت ، نيازى نخواهد بود ؟