تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 574

مساهمون:

ص٥٧٤
تصديق سخن پيشينيان و تفصيل هرچيزى است و براى آنها كه ايمان آورده‌اند هدايت است و رحمت . ( 111 )

واژگان

السبيل : راه ، واژه‌هاى سبيل و طريق هردو هم براى مذكّر و هم براى مؤنّث به كار مىروند . اسلام راهى است به سوى خير دنيا و آخرت . البصيرة : مراد از بصيرت در اين‌جا ، دليل روشن است . استيأس : نااميد شد . ظنّوا : در اين‌جا يعنى يقين كردند . البأس : مجازات . العبرة : هرحادثه‌اى كه چيزى را برايت بيان كند كه موجب هدايت و اندرز شما شود . الألباب : جمع لبّ : خرد انسان . عقل انسان را لبّ ناميده‌اند ؛ زيرا آن بهترين چيز در وجود انسان است .

اعراب

« على بصيرة » متعلق به محذوف و حال از ضمير « ادعو » و « انا » تأكيد براى آن و « من اتبعنى » عطف است بر ضمير « ادعو » . « سبحان » منصوب است بنابر مصدريت ( مفعول مطلق ) ؛ يعنى « اسبّح الله تسبيحا » . « كيف » خبر مقدّم براى « كان » و « عاقبة » اسم آن و جمله ، در محلّ نصب ، مفعول براى ينظروا . « ما كان » در آن ضميرى است كه به قرآن و يا چيزى كه تلاوت مىشود برمىگردد . « حديثا » خبر « كان » . « تصديق » خبر براى « كان » كه با اسم خود حذف شده است ؛ يعنى « و لكن كان القرآن تصديق الّذى بين يديه » . « تفصيلا و هدى و رحمة » عطف است بر « تصديق » .