تصديق سخن پيشينيان و تفصيل هرچيزى است و براى آنها كه ايمان آوردهاند هدايت است و رحمت . ( 111 )
واژگان
السبيل : راه ، واژههاى سبيل و طريق هردو هم براى مذكّر و هم براى مؤنّث به كار مىروند . اسلام راهى است به سوى خير دنيا و آخرت .
البصيرة : مراد از بصيرت در اينجا ، دليل روشن است .
استيأس : نااميد شد .
ظنّوا : در اينجا يعنى يقين كردند .
البأس : مجازات .
العبرة : هرحادثهاى كه چيزى را برايت بيان كند كه موجب هدايت و اندرز شما شود .
الألباب : جمع لبّ : خرد انسان . عقل انسان را لبّ ناميدهاند ؛ زيرا آن بهترين چيز در وجود انسان است .
اعراب
« على بصيرة » متعلق به محذوف و حال از ضمير « ادعو » و « انا » تأكيد براى آن و « من اتبعنى » عطف است بر ضمير « ادعو » . « سبحان » منصوب است بنابر مصدريت ( مفعول مطلق ) ؛ يعنى « اسبّح الله تسبيحا » . « كيف » خبر مقدّم براى « كان » و « عاقبة » اسم آن و جمله ، در محلّ نصب ، مفعول براى ينظروا . « ما كان » در آن ضميرى است كه به قرآن و يا چيزى كه تلاوت مىشود برمىگردد . « حديثا » خبر « كان » . « تصديق » خبر براى « كان » كه با اسم خود حذف شده است ؛ يعنى « و لكن كان القرآن تصديق الّذى بين يديه » . « تفصيلا و هدى و رحمة » عطف است بر « تصديق » .