هدايت مىكند و آگاه مىسازد .
وَ كَأَيِّنْ مِنْ آيَةٍ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ يَمُرُّونَ عَلَيْها وَ هُمْ عَنْها مُعْرِضُونَ .
گويى خداوند به پيامبرش مىفرمايد : اگر آنان به تو و دلايل نبوّتت ايمان نياوردند ، بر تو دشوار نخواهد بود ؛ زيرا آنان به من كه آفريننده و روزىدهندهء ايشان هستم نيز كافر شدهاند ، در حالى كه من جهان هستى و دلهاى آنها را از دلايلى كه بر عظمت و قدرتم دلالت مىكنند پر كردم . با اين وجود ، آنان از اين دلايل روى برتافتند و به من و آنها كافر شدند ، با اينكه آن دلايل در دسترس آنها قرار دارند . بنابراين ، هرگاه آنان به تو كافر شوند ، و از تو و از نشانهها و معجزاتى كه به دستت پديدار گشته ، روى برتابند ، هيچ شگفتى نخواهد داشت .
وَ ما يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَ هُمْ مُشْرِكُونَ .
اين آيه پاسخ يك پرسش در تقدير پيرامون آيهء پيشين است :
« وَ ما أَكْثَرُ النَّاسِ وَ لَوْ حَرَصْتَ بِمُؤْمِنِينَ »
. خلاصه پرسش اين است : چگونه خداى سبحان فرمود : بيشتر مردم ايمان نمىآورند ، با اينكه مىدانيم عرب و اهل كتاب به وجود آفريدگار اعتراف دارند و آنان در آنزمان ، اكثريّت مردم را تشكيل مىدادند ؟ حتّى قرآن كريم آشكارا به اين موضوع اعتراف مىكند و در آيهء 61 از سورهء عنكبوت مىگويد : « و اگر از آنها بپرسى : چه كسى آسمانها و زمين را آفريده و آفتاب و ماه را رام كرده است ؟ خواهند گفت : خداى يكتا » . خدا در جواب اين پاسخ فرموده است : « و ما يؤمن اكثرهم باللّه الّا و هم مشركون » ؛ يعنى آنان به وجود آفريدگار اعتراف مىكنند ، لكن بيشتر آنها براى او شريك قرار مىدهند . از اينرو ، يهود و يا گروهى از آنها مىگويند : خداوند را پسرى است به نام عزيز . نصارا مىگويند : پسر او مسيح است . عرب بتها را شريك در عبادت قرار مىدهند و خطاب به خداوند مىگويند : « اجابت مىكنم تو را كه شريكى براى تو نيست ، جز يك شريك كه تو مالك او هستى و او مالك نيست » و ميان كسى كه خدا را انكار كند و يا شريك براى او قرار دهد ، تفاوتى وجود ندارد .
أَ فَأَمِنُوا أَنْ تَأْتِيَهُمْ غاشِيَةٌ مِنْ عَذابِ اللَّهِ أَوْ تَأْتِيَهُمُ السَّاعَةُ بَغْتَةً وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ .