تفسير
قُلْ هذِهِ سَبِيلِي أَدْعُوا إِلَى اللَّهِ عَلى بَصِيرَةٍ أَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنِي .
خداوند بر پيامبرش دستور داد كه به مشركان بگويد : اين راه من و سنّت من است . حقيقت اين راه در ظاهر و واقع ، همان دعوت به خدا از روى علم ، دليل و منطق است . ترديدى نيست كه تمامى پيامبران و پيروان اخلاصمند ايشان [ مردم را ] به ايمان به خدا و روز قيامت و نيز به برپا كردن حق و عدالت فرامىخوانند و اين كار را از راه حكمت ، اندرز نيكو و رويارويى دليل با دليل ، انديشه با انديشه بر وفق منطق سالم كه رسالت پيامبران و دعوت صالحان بر آن استوار است انجام مىدهند .
وَ سُبْحانَ اللَّهِ وَ ما أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ .
اين جمله ، بيان و تفسير دعوت محمّد صلّى اللّه عليه و إله است و اينكه اين دعوت ، از هرگونه شرك پاكيزه است .
وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ إِلَّا رِجالًا نُوحِي إِلَيْهِمْ مِنْ أَهْلِ الْقُرى .
مراد از « اهل القرى » كسانى هستند كه ساكن شهر باشند ، نه بيابان باديه ، خواه اين شهر كوچك باشد و يا بزرگ . مفسران مىگويند : « اين آيه نشان مىدهد كه خداوند هيچ زنى را بهطور كلّى [ نه از شهر و نه از روستا ] و هيچ مردى را از بيابان به پيامبرى مبعوث نكرد ؛ زيرا در طبيعت آنها نوعى خشونت و ستمگرى وجود دارد » . مفسران ، ستمگرى بياباننشينان را يادآور شدهاند ، امّا فراموش كردهاند كه آنان به مراتب راستگوتر و پاكتر از شهرنشينان هستند و نيز فراموش كردهاند كه توجّه خاص زنان به بزك كردن است [ نه به خشونت و ستمگرى ] . در هرحال ، خدا بهتر مىداند كه رسالت خود را در چه جايى مىباشد . اما هدّف آيه اقامهء دليل بر كسانى كه منكر رسالت محمّد صلّى اللّه عليه و إله هستند مىباشد ، بدين ترتيب كه تنها او پيامبر نيست ، بلكه مردانى پيش از وى هم پيامبر بودند كه همانند او غذا مىخوردند و در بازار راه مىرفتند و دعوت اين پيامبران كاملا همانند دعوت او بود . بنابراين ، اى مشركان ! چگونه شما از فرستادن محمّد صلّى اللّه عليه و إله