تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 570

مساهمون:

ص٥٧٠

اعراب

« كايّن » يك كلمه و به معناى « كم » و اصل آن دو كلمه است : كاف تشبيه و ايّ تنوين‌دار و نونش بدل از تنوين است و تميز آن در بيشتر اوقات مجرور به من و محلّ آن مرفوع است ، بنابر اين‌كه مبتدا مىباشد و جملهء « يمرّون عليها » خبر آن و خبر « كايّن » هميشه جمله است . « عليها » در اين‌جا به معناى « بها » است مانند : « اركبوا على اسم اللّه ؛ سوار شويد به نام خدا » . « بغتة » مصدر و در موضع حال از « الساعة » مىباشد .

تفسير

وَ ما أَكْثَرُ النَّاسِ وَ لَوْ حَرَصْتَ بِمُؤْمِنِينَ .
حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و إله نشانه‌ها و معجزه‌هايى دارد كه نشان‌دهندهء نبوّت اوست . از جملهء اين نشانه‌ها و معجزات ، آيين و سيرهء او و آنها قرآن كريم به سبب بلاغت ، تعاليم ، حقايق و خبردادنش از غيب مىباشد . از ميان اين خبرهاى غيبى سورهء يوسف با تمام جزئيات آن است ، چنان‌كه پيش‌تر در آيهء 102 از همين سوره بيان كرديم . پيامبر صلّى اللّه عليه و إله شيفتهء ايمان و هدايت مردم ، به‌ويژه قوم خودش ( قريش ) بود ، لكن بيشتر آنان به دعوت خداوند پاسخ مثبت ندادند و اين به دو سبب بود : يا به سبب حفظ منافع شخصى آنان نظير سركردگان و زورمداران و يا به سبب نادانى و تقليد كوركورانه همانند مستضعفان و دنباله‌روان . در اين آيه ، خدا به پيامبرش مىفرمايد : تو به‌رغم اخلاصمندى و معجزه‌هايى كه دارى نمىتوانى كسى را كه دوست دارى هدايت كنى ، در حالى كه نيازى به آنان و ايمانشان ندارى .
وَ ما تَسْئَلُهُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعالَمِينَ .
ضمير « هو » به قرآن برمىگردد كه ملّتى پايدار را هدايت مىكند و خردها را به نشانه‌هاى خدا و دلايل يگانگى و عدالت او متوجّه مىسازد ، او با زبان پيامبر بزرگ صلّى اللّه عليه و إله و بدون بهره‌گيرى از ثروت و تزوير ،
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 570 | محمد جواد مغنية