نيكوترين و برترين نتيجهها دست مىيابد : به عنوان نمونه ، يوسف صديق بر سختى چاه ، زندان ، فروخته شدن بسان بردگان و متّهم شدن به خيانت ، شكيبايى كرد و در نتيجه ، آقا و فرماندار شد ، تا آنجا كه پادشاه به او مىگويد : تو امروز در نزد ما داراى مكانت و امينى و نيز برادرانش در برابر او شكستهبال و در حالى كه از او درخواست مهربانى دارند مىايستند و مىگويند : به ما صدقه بده كه خدا صدقهدهندگان را دوست دارد و سرانجام ، در برابر او به سجده مىافتند .
آنچه گفته شد ، بيان گذرا از برخى اندرزها و پندها در اين سورهء كريمه بود و كسى كه جزئيات آن را بخواهد ، بايد اين سوره و تفسيرش را بهطور كامل بخواند .
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 568
مساهمون: محمد جواد مغنية
ص٥٦٨