سلطنت ، بر آنان برترى داده است . آنها به گناه خود اقرار كردند و درخواست بخشش و گذشت نمودند . از آنجا كه يوسف بزرگوار و فرزند بزرگوار است به آنها گفت :
قالَ لا تَثْرِيبَ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ يَغْفِرُ اللَّهُ لَكُمْ
يوسف عليه السّلام بدون اينكه سختگيرى كند ، آنان را بخشيد و از خدا تقاضا نمود كه گناه ايشان را بيامرزد .
وَ هُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ ؛
او براى كسى كه توبه و زارى كند از همه مهربانتر است . در نهج البلاغه آمده است :
« خشم ، او را از رحمت بازنمىدارد و رحمت ، به جاى مجازات ، او را به خود مشغول نمىكند » از پيامبر بزرگ اسلام صلّى اللّه عليه و إله بهطور متواتر نقل شده كه وقتى آن حضرت مكه را فتح كرد ، به قريش فرمود : گمان مىكنيد چگونه با شما رفتار كنم ؟ آنان گفتند : رفتار نيك ، تو بزرگوار و فرزند برادر بزرگوار [ ما ] هستى . پيامبر فرمود : برويد شما آزاديد .
امروز شما را سرزنش نبايد كرد . چنانكه برادرم يوسف گفت .
اذْهَبُوا بِقَمِيصِي هذا فَأَلْقُوهُ عَلى وَجْهِ أَبِي يَأْتِ بَصِيراً وَ أْتُونِي بِأَهْلِكُمْ أَجْمَعِينَ .
اين آيه ما را به آيهء 17 : « گفتند : اى پدر ! ما به اسب تاختن رفته بوديم و يوسف را نزد كالاى خود گذاشته بوديم ، گرگ او را خورد . . . پيراهنش را كه به خون دروغين آغشته بود آوردند » . بازمىگرداند تا پيراهن نخست و پيراهن دوم را با يكديگر مقايسه كنيم .
پيراهن نخست ، گرفتارى و دردها را براى يعقوب آورد ، امّا پيراهن دوم شفا و شادمانى به همراه داشت و نيز مقايسه كنيم ميان موقعيّت پسران يعقوب ، در هنگامى كه پيراهن نخست را آوردند ، در حالى كه [ به پدر ] تسليت مىگفتند و موقعيت آنان در هنگامى كه پيراهن دوم را براى او آوردند ، در حالى كه مژده مىدادند .
ممكن است كسى بپرسد : چگونه انداختن پيراهن بر چشم موجب بهبودى آن مىشود ؟ ما در پاسخ اين پرسش مىگوييم كه غير از معجزه ، توجيهى براى اين كار نمىبينيم ؛ دقيقا همانند آتش ابراهيم ، عصاى موسى و سخن گفتن عيسى در گهواره .
بر اين اساس ، همانگونه كه اينان پيامبر هستند ، يوسف و پدرش نيز پيامبر مىباشند .