واژگان
الضرّ : در اينجا مراد از آن گرسنگى است .
البضاعة المزجاة : كالاى پست و يا اندك . مىگويند : « أزجى الشئ ؛ يعنى آن چيز را با مدارا به جلو راند » . از اين قبيل است سخن خداوند : « انّ اللّه يزجى سحابا ؛ خدا به نرمى ابرها را به جلو مىراند » .
آثرك : برگزيد و برترى داد تو را .
خاطئين : جمع خاطئ ( خطاكار ) . برخى گفتهاند : تفاوت ميان خاطئ و مخطئ آن است كه اوّلى عمدا خطا مىكند و دومى قصد درست دارد ، لكن خطا مىكند .
تثريب : سختگيرى و مجازات . مىگويند : « ثرّب فلان على فلان ؛ گناهان او را برايش برشمرد » .
اعراب
« هل علمتم » . « هل » براى استفهام و به معناى سرزنش است ؛ يعنى چقدر بزرگ است كارى كه شما مرتكب شديد ! « ما فعلتم » . « ما » براى استفهام ؛ يعنى چه چيزى انجام داديد و محلّ آن مرفوع است ، بنابر اينكه مبتدا مىباشد و جملهء « فعلتم » خبر .
« علمتم » به سبب استفهام در لفظ ممنوع از عمل و در معنا عملكننده است ؛ زيرا جملهء متشكل از مبتدا و خبر ، در محلّ نصب به « فعلتم » است . « لأنت يوسف » . « لام » براى ابتدا و « انت » ضمير فصل و « يوسف » خبر براى « انّك » و نيز جايز است كه « انت » مبتدا و « يوسف » خبر آن و جمله ، خبر « انّ » باشد . « لا تثريب » . « لا » براى نفى جنس ، « تثريب » اسم آن ، مبنى بر فتح ؛ زيرا مفرد است ، « عليكم » متعلق به محذوف و خبر براى « لا » و « اليوم » نيز متعلّق به متعلّق خبر . « يأت » مجزوم به جواب طلب كه عبارت باشد از « القوه » . « بصيرا » حال از « أبي » . « اجمعين » حال از « اهلكم » .