تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 557

مساهمون:

ص٥٥٧
او به يوسف : « اى پسرم ! خوابت را براى برادرانت حكايت مكن . . . اين‌چنين پروردگارت تو را برمىگزيند و تأويل خواب را به تو مىآموزد و نعمتش را بر تو تمام مىكند » . نيز اين سخن او : « آنچه من از خدا مىدانم شما نمىدانيد » .
قالُوا تَاللَّهِ إِنَّكَ لَفِي ضَلالِكَ الْقَدِيمِ .
ضمير « قالوا » به كسانى برمىگردد كه در مجلس يعقوب حاضر بودند ، آن‌گاه كه او گفت : من بوى يوسف را مىشنوم . معناى اين جمله چنين است : افرادى كه در مجلس يعقوب حضور داشتند ، به او گفتند : تو در اين‌كه پافشارى مىكنى و انتظار يوسف را دارى ، دچار اشتباهى ؛ زيرا يوسف مانند ساير مردگان از بين رفته است .
فَلَمَّا أَنْ جاءَ الْبَشِيرُ أَلْقاهُ عَلى وَجْهِهِ فَارْتَدَّ بَصِيراً .
يعقوب در حدس خود دچار اشتباه نشده بود ؛ زيرا وقتى مژده‌دهنده‌اى كه پيراهن يوسف را با خود داشت آمد و تا اين‌كه اين پيراهن با صورت يعقوب تماس پيدا كرد ، بينايى او و خوشبختى زندگىاش بازگشت . برخى گفته‌اند : فردى كه اين پيراهن را با خود حمل كرد ، همان كسى بود كه آن پيراهن آغشته به خون دروغين را در چهل سال پيش با خود حمل كرده بود ، تا كار زشت را با كار نيك از بين ببرد . همچنين برخى گفته‌اند : شگفت‌آور نيست كه يعقوب با شنيدن مژده ، بينايىاش را بازيافته باشد ؛ چرا كه بسيار اتفاق افتاده كه بيمارىها بر اثر خوشحالى بهبود يافته‌اند و تجربه‌هاى پزشكى درست‌ترين گواه بر اثبات اين مدّعاست .
قالَ أَ لَمْ أَقُلْ لَكُمْ إِنِّي أَعْلَمُ مِنَ اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ .
اين آيه به سخن يعقوب در آيهء 8 اشاره دارد :
« قالَ إِنَّما أَشْكُوا بَثِّي وَ حُزْنِي إِلَى اللَّهِ وَ أَعْلَمُ مِنَ اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ »
. تفسير اين آيه پيش‌تر بيان شد .
قالُوا يا أَبانَا اسْتَغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا إِنَّا كُنَّا خاطِئِينَ .
برادران يوسف از كردارشان پشيمان شدند و از خطاى خود توبه كردند . آنان از پدرشان درخواست نمودند كه از خدا بخواهد توبهء آنها را بپذيرد و گناهشان را بيامرزد و همچنين با خود شرط كردند كه ديگر گناه نكنند .
قالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّي إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ
برخى از