يعنى : « احضر ايّها الأسف » . برخى مىگويند : جايز است كه الف در يا اسفا ، الف ندبه باشد . « تفتأ » به معناى « لا تفتأ » است و « لا » به سبب اينكه معلوم بوده ، حذف شده است . جملهء « تذكر » خبر براى « تفتأ » . « تكون » منصوب به « ان » كه پس از « حتّى » در تقدير است و يا اينكه عطف است بر « تكون » اوّل .
تفسير
ارْجِعُوا إِلى أَبِيكُمْ فَقُولُوا يا أَبانا إِنَّ ابْنَكَ سَرَقَ وَ ما شَهِدْنا إِلَّا بِما عَلِمْنا وَ ما كُنَّا لِلْغَيْبِ حافِظِينَ .
اين جمله ، سخن بزرگ برادران يوسف است . او به برادرانش سفارش مىكند كه به پدرشان ، تنها حق را بگويند ، و به او خبر دهند ، ما غلامان عزيز را ديديم كه پيمانهء شاه را از بار بنيامين بيرون مىآوردند و عزيز هم بر دستگيرى او پافشارى كرد . اين ، چيزى بود كه ما شاهد آن بوديم و خداوند ماوراى اين قضيه را بهتر مىداند و اگر ما غيب مىدانستيم ، از تو درخواست نمىكرديم كه او را با ما بفرست و نيز به تو پيمان نمىداديم كه او را بازمىگردانيم . ما تلاش خود را كرديم و در پيشگاه خدا و تو معذور خواهيم بود .
وَ سْئَلِ الْقَرْيَةَ الَّتِي كُنَّا فِيها
يعنى از مردم مصر بپرس كه موضوع اين دزدى در ميان آنها شهرت يافته است .
وَ الْعِيرَ الَّتِي أَقْبَلْنا فِيها
و نيز از كاروانى بپرس كه ما همراه آن از مصر آمديم و اين كاروان ديد آنچه را ما ديديم و آنان در همسايگىتان در سرزمين كنعان هستند .
وَ إِنَّا لَصادِقُونَ ؛
يعنى ما ، دربارهء آنچه به تو خبر داديم راستگو هستيم . برادران يوسف ، اينبار با اطمينان و جرأت سخن مىگويند ؛ زيرا به راستگويى خود يقين دارند ، درست برعكس موقعيت نخست آنان در برابر پدرشان ، آنگاه كه پيراهن يوسف را به خون دروغين آغشته بودند و به نزد پدر آمدند .
قالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنْفُسُكُمْ أَمْراً .
زمانى كه به سوى پدرشان بازگشتند و او را