تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 544

مساهمون:

ص٥٤٤
شرح اندوه خويش تنها با خدا مىگويم ؛ زيرا آنچه من از خدا مىدانم شما نمىدانيد . ( 86 ) اى پسران من ! برويد و يوسف و برادرش را بجوييد و از رحمت خدا مأيوس مشويد . زيرا تنها كافران از رحمت خدا مأيوس مىشوند . ( 87 )

واژگان

سوّلت لكم أنفسكم : زينت داده است . ابيضّت عيناه : كنايه از فراوانى گريه است . برخى گفته‌اند : پردهء سفيدى چشمان او را پوشانده و جلو ديدش را گرفته بود . الكظم : فرونشاندن تدريجى خشم و نگهداشتن آن در قلب . الحرض : نزديك به هلاكت . اين واژه جمع و تثنيه ندارد ؛ زيرا مصدر است . بثّ الخبر : آشكار و منتشر كردن خبر . مراد از بث در اين‌جا اندوهى است كه صاحبش توان پنهان كردن آن را ندارد و در نتيجه ، آن را مىپراكند . التحسّس : جستجوى چيزى با حواسّ ؛ نظير گوش و چشم .

اعراب

« اسأل القرية » ؛ يعنى از مردم آن شهر بپرس . در اين‌جا مضاف كه « اهل » باشد حذف شده و مضاف اليه جاى آن را گرفته است . « و العير » ؛ يعنى « اسأل اهل العير ؛ از كاروانيان بپرس » . « صبر » مبتداى محذوف و « جميل » صفت براى « صبر » . « عسى اللّه » ، لفظ جلاله فاعل براى عسى و مصدر « أن يأتى » مجرور به باى محذوف ؛ يعنى « عسى الله بان يأتي » . ابن ناظم در شرح الفيه مىگويد : « حق آن است كه افعال مقاربه به « كان » ملحق مىشود ، مشروط بر اين‌كه فعلى كه پس از اين افعال مىآيد مقرون به « ان » نباشد ، امّا اگر مقرون باشد ، ملحق به كان نخواهد بود » . « جميعا » حال . « يا اسفا » در اصل يا اسفى بوده ، آن‌گاه « يا » به « الف » تبديل شده است . « اسفا » در اين‌جا مناداست
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 544 | محمد جواد مغنية