تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 512

مساهمون:

ص٥١٢
است كه هرگونه شبهه را از بين مىبرد ؛ زيرا خود دشمن اعتراف مىكند كه او از گناه مبرّا و نيز از راستگويان است . بدين ترتيب ، پس از مدّت‌ها حقايق روشن مىشوند و گمراهان در برابر آن سر تسليم فرود مىآورند ، چرا كه راهى براى گريز و انكار ندارند .
ذلِكَ لِيَعْلَمَ أَنِّي لَمْ أَخُنْهُ بِالْغَيْبِ .
مفسران در اين آيه اختلاف نظر دارند . يكى مىگويد : اين آيه از سخنان يوسف است و معناى آن چنين است : من خواستار تحقيق دربارهء زنان شدم تا عزيز بداند كه من در غيابش دربارهء همسر او خيانت نكردم . ديگرى مىگويد : آيه از سخنان همسر عزيز است . ما همين نظريه دوم را تأييد مىكنيم ، زيرا به ظاهر سياق و ارتباط برخى از اين سخنان به برخى ديگر عمل مىكنيم ؛ بر اين اساس ، ضمير « لم اخنه » به يوسف برمىگردد و مقصود همسر عزيز از اين سخن آن است كه وى در مدّت غياب يوسف و اقامتش در زندان تا همان لحظه ، از او به بدى ياد نكرده است . امّا اين‌كه وى گناه را به گردن يوسف انداخت و به شوهرش چيزهايى گفت ، اين واقعه در حضور يوسف بود و نه در غياب او .
وَ أَنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي كَيْدَ الْخائِنِينَ ،
بلكه آنان را رسوا مىكند و آبرويشان را مىبرد و مؤمنان را يارى مىكند ، چنان‌كه زنان را رسوا و يوسف را يارى كرد : « مىخواستند براى او مكرى بينديشند ولى ما زيانكارشان گردانيديم » . « 1 »
وَ ما أُبَرِّئُ نَفْسِي إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلَّا ما رَحِمَ رَبِّي إِنَّ رَبِّي غَفُورٌ رَحِيمٌ .
انسان حيوانى است خردمند و ديندار . او برطبق حيوانيت و يا خواستهء نفس امّاره‌اش به شهوت‌ها و لذّت‌ها تمايل دارد و به عقل و دين اهميّت نمىدهد و همين انسان ، به وسيلهء عقل و دينش ، نفس خود را وادار مىكند كه حدود شريعت و عقل را رعايت كند و از آن فراتر نرود و منحرف نشود . هركس كه زمام نفس را رها كند ، هرچه ميل داشته باشد و بخواهد انجام مىدهد ؛ زيرا وى حيوانى است به صورت انسان ، بلكه
هامش
( 1 ) . انبياء ( 21 ) آيهء 70 .
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 512 | محمد جواد مغنية