واژگان
ما بال النسوة : كار زنان چه بود ؟ و ما خطبكنّ نيز به همين معناست . بايد توجّه داشت كه در كار بزرگ و شايسته انسان رفيقش را مورد خطاب قرار دهد .
حصحص : آشكار شد .
اعراب
« ما بال النّسوة » مبتدا و خبر و همانند آن است « ما خطبكنّ » . « حاش للّه » ، اعراب اين جمله در آيهء 31 از همين سوره بيان شد . « ذلك » خبر براى مبتداى محذوف : « الامر ذلك » . « ليعلم » منصوب ان كه پس از لام در تقدير است و مصدر مجرور به لام ، متعلق به محذوف ، يعنى « اقوله ليعلم » .
« إِلَّا ما رَحِمَ رَبِّي »
. « ما » موصول به معناى « الّذى » در محلّ نصب بنابر اينكه استثناست و در تقدير چنين مىباشد : « الّا نفسا رحمها ربّى » .
برخى گفتهاند : جايز است كه « ما » مصدريهء ظرفيه باشد يعنى ؛ « الّا وقت رحمة ربّى » .
تفسير
وَ قالَ الْمَلِكُ ائْتُونِي بِهِ ؛
يعنى يوسف را بياوريد . پس از آنكه يوسف راستگو ، خواب پادشاه را براى فرستادهء او تعبير كرد و به وى پند داد كه چگونه آنان براى رويارويى با سالهاى سخت آماده شوند ، فرستاده با اين تعبير و پند به نزد مولايش بازگشت . پادشاه متوجّه شد كه يوسف ، شخص بسيار دانا و اخلاصمند و راستگو است . بنابراين ، خواست كه او را از نزديكانش قرار دهد تا از دانش و اخلاص او بهره گيرد . او گفت : يوسف را نزد من بياوريد . قرآن كريم از اين رويداد تنها به سخن پادشاه بسنده كرده است ؛ زيرا خواننده ساير لوازمى را كه از آن جدا نمىشود مىداند .
فَلَمَّا جاءَهُ الرَّسُولُ .
وقتى كه فرستاده آمد و براى حضور در نزد پادشاه از وى