تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 480

مساهمون:

ص٤٨٠
كسانى كه از آنان فرمانبردارى نمىكنند ، بيش از هزار پايگاه نظامى ، مجهّز به انواع سلاح‌هاى كشتارجمعى در شرق و غرب عالم برپا مىكنند . با اين وجود ، ادّعا مىكنند كه آنها به خاطر حفظ صلح ، امنيت ملّت‌ها و نگهدارى حقوق ضعيفان ، ويتنامىها را كشتند ، اسرائيل را مسلّح كردند و آنان را به تجاوز ، كشتار ، تخريب و بيرون راندن مردم از خانه‌هايشان وادار نمودند . در اين صورت ، جاى شگفت نيست ، اگر زنى از شهوت خود اطاعت كند و به شوهرش دروغ بگويد ، تا خطاهايش را بپوشاند .
قالَ هِيَ راوَدَتْنِي عَنْ نَفْسِي .
يوسف گفت : او مرا به خود خواند و من خوددارى كردم و از او گريختم . او خودش را به من رسانيد و به لباسم آن كرد كه مىبينى .
وَ شَهِدَ شاهِدٌ مِنْ أَهْلِها .
مفسران ، سخن دربارهء اين شاهد را به درازا كشانده‌اند . يكى از مفسران مىگويد : او پسر عموى آن زن بوده است . يكى مىگويد : او از اطرافيان شوهرش بوده است . ديگران گفته‌اند : او كودكى در گهواره بوده است . لكن ما به ظاهر وحى كه مىگويد : شاهد از خانواده همسر عزيز بود ، بسنده مىكنيم و معتقديم اين شاهد ، فردى بالغ و رشيد بوده است ؛ زيرا او چنين مىگويد :
إِنْ كانَ قَمِيصُهُ قُدَّ مِنْ دُبُرٍ فَكَذَبَتْ وَ هُوَ مِنَ الصَّادِقِينَ .
اين ، همان چيزى است كه وحى آن را بيان كرده ، امّا اين‌كه اين شاهد كجا بوده ، چه زمانى شهادت داده ، آيا ناگهانى آمده ، يا به دعوت زن و يا شوهرش آمده است ؟ اين امور از چيزهايى هستند كه خداوند دربارهء آنها سكوت اختيار كرده است . در حديث آمده است : « خداوند درباره چيزهايى سكوت اختيار كرده است ، پس خود را دربارهء آنها به زحمت نيندازيد » .
فَلَمَّا رَأى قَمِيصَهُ قُدَّ مِنْ دُبُرٍ قالَ إِنَّهُ مِنْ كَيْدِكُنَّ إِنَّ كَيْدَكُنَّ عَظِيمٌ .
شوهر قانع مىشود و به راستگويى يوسف عليه السّلام و دروغگويى همسرش يقين پيدا مىكند ، لكن وى پنهان كردن اين موضوع را بر افشاى آن و رسوايى [ در ميان مردم ] ترجيح مىدهد و تنها به اين سخن بسنده مىكند : « مكر شما زنان مكرى بزرگ است » . اين توصيف ، زنان را خوش آيد ؛ زيرا نوعى گواهى دادن به هوشيارى آنان است و اين‌كه مردان