تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 478

مساهمون:

ص٤٧٨
پرسش پيش مىآيد : يوسف معصوم است ؛ زيرا او پيامبر است . در حالى كه سخن خداوند : « و همّ بها » به تصميم او بر انجام كار زشت و پاسخ به درخواست دوستى آن زنى است كه وى در خانه او بود ؟ مفسران از اين پرسش پاسخ‌هايى داده‌اند كه برخى از آنها خلاف ادب و برخى دور از ظاهر كلام است . نزديك‌ترين پاسخ به ظاهر كلام و نيز مقام پيامبران آن است كه در آيهء پس‌وپيش صورت گرفته است و در اصل چنين است : « و لقد همّت به و لو لا ان رأى برهان ربّه همّ بها » . معناى اين سخن ، آن است كه يوسف به هيچ روى آهنگ آن زن را نكرد نظير اين‌كه گوينده‌اى بگويد : « لو لا فلان لهلكت ؛ اگر فلانى نبود ، هرآينه هلاك مىشدم » . به بيانى ديگر : تمامى عوامل و اسباب عمل موجودند ؛ زيرا زن با كمال ميل ، خودش را در اختيار او قرار مىدهد و حتّى حاضر است خود را فداى او كند . يوسف هم از لحاظ مردانگى نيرومند و توانا است و خلوت نيز به معناى وسيع كلمه ، كامل است ؛ زيرا نه بيننده‌اى حضور دارد و نه شنونده‌اى ، لكن يوسف يك عامل بازدارنده دارد كه از هر بازدارنده‌اى نيرومندتر و از هرشنونده و بيننده‌اى بزرگ‌تر است و آن عبارت است از : آگاهى او به حلال و حرام خدا ، شرم وى از او ، يقين او به اين‌كه خدا از رگ گردن هم به او نزديك‌تر است و از آنچه نفس وى وسوسه مىكند و حتّى از آنچه كه مخفىتر از اين باشد ، آگاهى دارد . اين ، همان برهانى است كه يوسف و نيز هركس را كه ايمان حقيقى و راستين به خدا و روز قيامت داشته باشد را از انديشيدن دربارهء حرام بازمىدارد خواه اين شخص پيامبر باشد و خواه نباشد . گوينده‌اى گفته است : برهان پروردگار ، تنها زمانى براى يوسف تجلّى كرد كه آن زن آهنگ او ، و او آهنگ وى را كرد . چنين چيزى از شأن پيامبران و راستگويان دور است ؛ زيرا برهان پروردگار ، هيچ‌گاه از مؤمنان راستين جدا نمىشود ، چه با زيبارويان و غيرزيبارويان خلوت كرده باشند چه نكرده باشند .
كَذلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَ الْفَحْشاءَ إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا