الْمُخْلَصِينَ .
مقصود از سوء ، نيرنگ همسر عزيز و مراد از فحشا زناست . معناى آيه ، چنين است : خداوند با پرهيزگارانى است كه مخلصانه به او پناه مىبرند . او آنان را از هركس كه نسبت به آنها قصد بد داشته باشد و يا بخواهد آنان را گمراه كند نگاه مىدارد ، چنانكه دربارهء يوسف عليه السّلام چنين كرد ؛ وى به پروردگارش پناه برد و اخلاصمندانه او را مخاطب قرار داد و گفت :
وَ إِلَّا تَصْرِفْ عَنِّي كَيْدَهُنَّ أَصْبُ إِلَيْهِنَّ وَ أَكُنْ مِنَ الْجاهِلِينَ فَاسْتَجابَ لَهُ رَبُّهُ فَصَرَفَ عَنْهُ كَيْدَهُنَّ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ ؛
يعنى و اگر مكر اين زنان را از من نگردانى به آنها ميل مىكنم و در شمار نادانان درمىآيم .
پروردگارش دعايش را اجابت كرد و مكر زنان را از او دور كرد ؛ زيرا خدا شنوا و دانا است .
وَ اسْتَبَقَا الْبابَ وَ قَدَّتْ قَمِيصَهُ مِنْ دُبُرٍ .
يوسف خواست با فرار كردن ، خود را از چنگال آن زن برهاند . از اينرو ، او بسان شتر هيجانزده به دنبال يوسف دويد و پيش از بيرون رفتن به او رسيد و از پشتسر ، پيراهن او را كشيد و از درازا پارهاش كرد .
در اينجا ناگهان شوهرش دررسيد .
وَ أَلْفَيا سَيِّدَها لَدَى الْبابِ .
صاحب تفسير المنار مىگويد : « زنان در مصر به شوهر ، سيّد مىگفتند و اين رسم تا به امروز ادامه دارد » . شوهر زليخا وارد خانه شد و يوسف را در حالى ديد كه ايستاده و پيراهنش پاره شده است . پيش از آنكه وى از ماجرا بپرسد ، آن زن گفت :
قالَتْ ما جَزاءُ مَنْ أَرادَ بِأَهْلِكَ سُوءاً إِلَّا أَنْ يُسْجَنَ أَوْ عَذابٌ أَلِيمٌ .
او اين سخنان را با كمال آرامش و بدون اينكه اثرى از ناگهانى بودن حادثه از خود بروز دهد ادا كرد و به شوهرش گفت : كسى كه به من قصد بد كرده باشد ، چه كيفرى دارد ؟ در حالى كه او خود ، نيّت بد داشت ، انسان پاك و مقدّس را به بدى متهم مىكرد و خواستار مجازات او مىشد !
در اينجا به ياد كسانى مىافتيم كه در حال حاضر در ويتنام ، خاورميانه ، كنگو و ديگر كشورها جنگ مىافروزند و جلادها را مسلّح مىكنند تا به مستضعفان در آنگولا ، آفريقاى جنوبى ، رودزيا ، آمريكاى لاتين و . . . حمله كنند و نيز بر ضدّ