تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 474

مساهمون:

ص٤٧٤
نشان‌دهندهء آن است كه وى در ادبيات دست بالايى دارد و مىتواند چيزى را از ناچيز بيرون آورد . در هرحال ، يوسف مدّت طولانىاى را با همسر عزيز زير يك سقف به سر برد ، در حالى كه وى در آغاز جوانىاش بسيار زيبا و دلربا بود . بنابراين ، شگفت‌آور نيست ، اگر زنى فريفته او شود و عاشق او گردد و جاى تعجّب نيست ، اگر يوسف در برابر او مقاومت كند و به‌رغم اين‌كه غريزهء جنسى ، خردمندان بسيارى را به زانو درآورده است ، وى خود را از دام‌هاى اين زن برهاند ؛ زيرا انسان تنها بردهء غريزهء جنسى نيست ، چنان‌كه فرويد گفته است . همچنين تنها بردهء ثروت و اقتصاد نيست چنان‌كه ماركس گفته است ، بلكه او داراى انگيزه‌هاى فراوانى است كه برخى از آنها عبارتند از : غريزهء جنسى ، مال ، شهرت ، قدرت ، دين ، عادات ، دوست داشتن نيكى ، دوست داشتن ميهن و امثال آنها . گاهى انسان شاهد كشمكش دو انگيزهء متفاوت در وجود خود مىباشد : انگيزهء خيرخواهى كه او را به راه رستگارى هدايت مىكند و انگيزهء شرارت و بدخواهى كه وى را به راه هلاكت سوق مىدهد . او مدّتى ميان اين دو راه در حالت دودلى به سر مىبرد ، خواه اين مدّت به طولانى باشد و خواه كوتاه ، تا اين‌كه به تدريج ، يكى از اين دو انگيزه بر ديگرى غالب مىشود . گاهى حالت تعادل ميان آنها تا آخر هست و انسان بر اثر اين تعادل ، در تمام دوران زندگىاش متحيّر و دودل باقى مىماند . دو انگيزه در وجود همسر عزيز در حال كشمكش بودند : شهوت حيوانى ، او را وادار مىكرد تا با يوسف رابطهء دوستى برقرار كند ، عزّت و بزرگ‌منشى ، وى را بازمىداشت از اين‌كه خود را در برابر كسى حقير و خوار سازد كه شوهرش او را به بهاى اندك خريده است . اين حالت دودلى ميان اين دو انگيزه مدّت كوتاهى باقى بود . آن‌گاه مقاومت ، اعصاب او را خرد كرد و او قربانى شهوت جنسى خود شد كه در اين سخن تحريك‌آميز و گناه‌آلودش ، تجسّم يافته است :
هَيْتَ لَكَ
( زود باش ) . اين سخن را زن تنها در وقتى مىگويد كه شهوتش تا آن‌جا به هيجان و
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 474 | محمد جواد مغنية