صاحبخانه بامنزلت كرد و آنگاه حقايق امور را به وى آموخت كه از جمله اين حقايق ، تعبير خواب بود . اين نعمتها و امثال آن ، منزلت يوسف را در ميان مردم بالا برد و او را مورد اعتماد و احترام همگان قرار داد و زمينه را براى او طورى آماده كرد كه سرپرستى خزاين مصر را به عهده گيرد و پادشاه اين كشور به او بگويد : « تو امروز در نزد ما محترم و امين هستى » .
وَ اللَّهُ غالِبٌ عَلى أَمْرِهِ .
برادران يوسف قصد بدى براى او داشتند و خداوند اراده نيكى برايش كرد « و هرگاه خدا چيزى را اراده كند و به او بگويد : موجود شو ، پس موجود مىشود » .
وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ
كارها در دست خداست و هر كس كه فريب قدرت و مكانت خود را بخورد و سركشى و ستم كند ، خداوند عزيز و توانمند هم او را از همان جايى كه احساس امنيت مىكند ، مؤاخذه خواهد كرد .
وَ لَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ آتَيْناهُ حُكْماً وَ عِلْماً
« بلغ اشدّه » ؛ يعنى نيروى جسمى و عقلى او به حدّ كمال رسيد . در اغلب اوقات ، اين نيرومندى در سنّ سىسالگى آغاز مىشود و تا چهلسالگى ادامه پيدا مىكند و در همين مدّت ، آمادگى براى پذيرفتن مقام نبوّت و دريافت وحى صورت مىگيرد . مراد از « حكم » در اينجا حكمت است ؛ يعنى گذاشتن چيز در جايش و از اين قبيل است آيه :
« وَ آتَيْناهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا » .
معناى آيه چنين است :
پس از آنكه يوسف به مرحله رشد رسيد ، خداوند به او دانش عطا كرد و نيز به وى توفيق داد كه بدان عمل كند . برخى مىگويند : مراد از علم در اينجا نبوّت است و اين نظريه دور به نظر نمىرسد ؛ زيرا يوسف از پيامبران است .
وَ كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ
يوسف با شكيبايى خودش و فرمانبردارى از خدا ، كار نيك انجام داد .
خداوند نيز به او نيكى كرد ، چرا كه خدا پاداش كسى را كه كار نيك انجام داده ، از بين نمىبرد .