بلغ اشدّه : نيروى جسمى و عقلانىاش كامل شد .
اعراب
« مصر » به دو سبب علميت و تأنيث غيرمنصرف است . « عسى » تامّه و مصدر « ان ينفعنا » فاعل آن مىباشد . « لنعلّمه » منصوب به « ان » كه در تقدير گرفته شده است و مصدر ، مجرور به لام و متعلق به فعل محذوف ؛ يعنى « و لتعليمه من تأويل الأحاديث مكّنّاه ؛ به سبب آموزش تعبير خواب به او ، وى را مكانت داديم » .
تفسير
وَ قالَ الَّذِي اشْتَراهُ مِنْ مِصْرَ لِامْرَأَتِهِ أَكْرِمِي مَثْواهُ عَسى أَنْ يَنْفَعَنا أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَداً .
يوسف براى فروش در بازار مصر عرضه شد و عزيز مصر او را خريد . عزيز ، نام بزرگترين مقام وزيران و امينان شاه بود . دليل بر اينكه وى خريدار يوسف بود اين آيه است : « زنان شهر گفتند : زن عزيز خواستار تن غلام خود شده است و شيفته او گشته است » . « 1 » عزيز نشانههاى هوش و نجابت را در چهره يوسف ديد . از اينرو ، سفارش كرد كه با وى به خوبى رفتار شود و به همسرش گفت : با او خوب رفتار كن و گرامىاش بدار ، زيرا وى اميدوار است كه وقتى يوسف به سنّ رشد برسد ، به اداره امورشان بپردازد و يا پسرخوانده آنان گردد . زيرا همانطور كه بيشتر مفسران گفتهاند : عزيز بچّهآور نبود و فرزندى نداشت و آيه نيز به همين معنا اشاره دارد : « و يا او را به فرزندى بپذيريم » .
وَ كَذلِكَ مَكَّنَّا لِيُوسُفَ فِي الْأَرْضِ وَ لِنُعَلِّمَهُ مِنْ تَأْوِيلِ الْأَحادِيثِ .
خداوند اين نعمت را به يوسف داد كه از نيرنگ برادران خود رهايى يابد و از چاه بيرون آورده شود . آنگاه او را در خانهء عزيز قرار داد ؛ يعنى خانهء ثروت و آسايش و نيز او را در دل
هامش
( 1 ) . يوسف ( 12 ) آيهء 29 .