تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 462

مساهمون:

ص٤٦٢
معناى اين آيه و مابعدش روشن است و در عين حال ، ما هرآيه‌اى را با آنچه تناسب دارد شرح مىدهيم . وقتى كه پسران يعقوب ، علاقهء پدرشان را نسبت به يوسف و برادرش ديدند ، آتش كينه و حسد در دل‌هايشان شعله‌ور شد و به يكديگر گفتند : چه چيزى اين پيرمرد را واداشته تا اين دو كودك را بر ما ترجيح دهد ، در حالى كه ما بزرگ‌تر ، نيرومندتر ، سودمندتر و خدمتگزارتر هستيم ؟ اين احساس ، همان ستم و گمراهى است . يوسف و برادرش بنيامين از مادر ديگرى به نام راحيل بودند . بسيارى از اوقات چند مادرى سبب ايجاد كينه در ميان فرزندان مىشود .
اقْتُلُوا يُوسُفَ أَوِ اطْرَحُوهُ أَرْضاً يَخْلُ لَكُمْ وَجْهُ أَبِيكُمْ ؛
به اقرار خود پسران يعقوب ، آنان تنها بدين سبب توطئهء قتل يوسف را چيدند كه مهر پدرشان را تنها به خودشان منحصر كنند و اين ، همان منطق انحصار و انحصارگر است كه مىگويد : بكشيد و آواره كنيد ، حتّى خويشاوندان و نزديكان را ، تا خود به سودها و منافع [ كلان ] دست يابد .
وَ تَكُونُوا مِنْ بَعْدِهِ قَوْماً صالِحِينَ .
بسيارى از مفسران گفته‌اند : مراد از صلاح در اين‌جا ، صلاح دين است و اين‌كه آنان پس از اين جنايات خود در پيشگاه خدا توبه خواهند كرد ، لكن ظاهر سياق آيه نشان مىدهد كه مراد از صلاح ، صلاح و بهبودى وضعيت آنان با پدرشان است و اين‌كه پدر تنها به آنان توجّه خواهد كرد .
قالَ قائِلٌ مِنْهُمْ لا تَقْتُلُوا يُوسُفَ وَ أَلْقُوهُ فِي غَيابَتِ الْجُبِّ يَلْتَقِطْهُ بَعْضُ السَّيَّارَةِ إِنْ كُنْتُمْ فاعِلِينَ .
مقصود از سيّاره ، مسافران است . در سفر تكوين از كتاب تورات آمده است : كسى كه به پسران يعقوب ، اين مطلب را پيشنهاد كرد ، برادر آنان روبين بود . او در نظر داشت كه پس از رفتن برادرانش يوسف را از نهانگاه چاه بيرون آورد .
قالُوا يا أَبانا ما لَكَ لا تَأْمَنَّا عَلى يُوسُفَ وَ إِنَّا لَهُ لَناصِحُونَ .
ما او را دوست داريم و نيكى او را مىخواهيم . شخص نيرنگباز و فريبكار در هرزمان و مكانى چنين است ؛ يعنى گرگى در جلد ميش .
أَرْسِلْهُ مَعَنا غَداً يَرْتَعْ وَ يَلْعَبْ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ .
آنان
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 462 | محمد جواد مغنية