تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 443

مساهمون:

ص٤٤٣

خلاصهء سخن

خداوند از هيچ راهى نخواست كه مردم را به ايمان آوردن ، مجبور كند ؛ زيرا اگر او چنين مىخواست ، صفت انسانيت را از آنان سلب مىكرد و در اين صورت ، انسان‌ها بسان حيوانات و حشرات بودند كه نه استحقاق مجازات را داشتند و نه مورد بازپرسى قرار مىگرفتند ، لكن خداوند خواست كه انسان را از هرآفريده‌اى متمايز سازد و او را به مقامى برساند كه هيچ موجودى بالاتر از او نباشد ، جز آفريدگار جهان و انسان . محال است كه انسان بدون تلاش و اختيار به اين مقام برسد . از اين‌رو ، خداوند به او توانايى ، درك و وجدان عنايت كرد و نيز او را به دو راه هدايت نمود . آن‌گاه وى را آزاد و صاحب‌اختيار گذارد ، تا به تنهايى پيامد گزينش خود را بر دوش گيرد و بدين ترتيب ، انسانيت كامل براى او تحقّق پيدا كند . نتيجهء اين آزادى و اختيار ، اين شد كه مردم در عقايد و نظريات خود اختلاف پيدا كنند . رجوع كنيد به جلد دوم بخش : « جهان زيباتر از آنچه هست امكان نداشت » و نيز جلد اوّل به بخش : « اختلاف ميان مردم » .
وَ لا يَزالُونَ مُخْتَلِفِينَ ؛
يعنى مردم در گذشته اختلاف كردند و اين اختلاف آنها هميشه ادامه خواهد داشت ؛ زيرا اين ، نتيجهء حتمى اين مسئله است كه انسان با اختيار آفريده شد نه مجبور و بىاراده ، بنابراين به هرمسيرى كه بخواهد و اراده كند مىرود .
إِلَّا مَنْ رَحِمَ رَبُّكَ .
مراد از مرحومان ، كسانى هستند كه حقيقت را مخلصانه و به خاطر حقيقت مىجويند و اينان براى اموال دنيا همديگر را نمىكشند و اگر اختلاف پيدا كنند ، اختلافشان تنها در مرحلهء رأى و نظر است و اختلاف در نظر هم موجب از بين رفتن دوستى نمىشود . فراوانى ديدگاه‌ها ، امرى است سودمند ؛ زيرا ديدگاه نيرومند ، نظريه‌اى است كه با وجود ديگر نظريات همچنان نيرومند است .
وَ لِذلِكَ خَلَقَهُمْ ؛
يعنى خداوند آنان را براى رحمت خود و نيز براى اين‌كه آنان
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 443 | محمد جواد مغنية