صد سال ، رواج يافته است .
بقية الشىء : آنچه از يك چيز باقى مىماند . مىگويند : « بقية السلف الصالح » ؛ يعنى كسانى كه پس از ، از بين رفتن بيشتر گذشتگان ، از آنها باقى ماندهاند .
التّرف : نعمت و برخوردارى ؛ يعنى آنان به دنبال لذّتهاى دنيا رفتند و اين لذّتها آنها را سرگشته و تباه كرد .
اعراب
« لو لا » حرفى است مانند « هلّا » كه طلب و تشويق به فعل را مىرساند . « كان » در اينجا تامّه و به معناى « وجد » است . « أولوا بقية » فاعل . « الّا قليلا » منصوب بنابر اينكه استثناى منقطع و به معناى « و لكن قليلا » است . « يهلك » منصوب به ان كه پس از لام در تقدير است . مصدر مؤوّل ، مجرور به لام و متعلق به خبر « كان » كه حذف شده و در تقدير چنين مىباشد : « و ما كان ربك مريدا لهلاك اهل القرى » . « و اهلها مصلحون » واو براى حال . و « الّا من رحم » « من » در موضع نصب ، بنابر اينكه استثناى متصل از واو « لا يزالون » است . و « لذلك خلقهم » ؛ يعنى براى رحمت ، آنان را آفريد . « لأملأنّ » ، لام جواب قسم محذوف ؛ يعنى سوگند كه جهنّم را پر مىكنم . « اجمعين » حال تأكيدى و صاحب حال ، « الجنّة و النّاس » مىباشد .
تفسير
فَلَوْ لا كانَ مِنَ الْقُرُونِ مِنْ قَبْلِكُمْ أُولُوا بَقِيَّةٍ يَنْهَوْنَ عَنِ الْفَسادِ فِي الْأَرْضِ .
پس از آنكه خداوند بيان كرد كه قوم نوح ، عاد ، ثمود و ديگر اقوام به سبب مخالفت با فرمان خداوند و ايجاد فساد در زمين ، هلاك و نابود شدند ، اينك مىفرمايد : در ميان اين امّتها افرادى نيكوكار و صلحطلب وجود نداشتند حال آنكه بايد وجود مىداشتند تا ستمكار را از ستم و مفسد را از فساد بازدارند . ثروتمندان ستم نمودند و ديگران