در برابر آنها سكوت اختيار كردند و در نتيجه ، همگى استحقاق عذاب و خشم خدا را پيدا كردند .
إِلَّا قَلِيلًا مِمَّنْ أَنْجَيْنا مِنْهُمْ .
مراد از اين گروه اندك ، پيامبران و مؤمنان به ايشان است . « من » جارّه در « ممّن » بيان براى « قليلا » است و در « منهم » براى تبعيض .
ضمير جمع به « قرون » برمىگردد . معناى اين جمله ، چنين است : گروهى ، با ايمانى كه خدا آنان را از هلاكت رهايى بخشيد ، امر به معروف و نهى از منكر مىكردند ، لكن كسى كه اطاعت نمىشود ، فرمانى ندارد .
وَ اتَّبَعَ الَّذِينَ ظَلَمُوا ما أُتْرِفُوا فِيهِ وَ كانُوا مُجْرِمِينَ .
مراد از « ما اترفوا فيه » اموال و املاك آنان است ؛ يعنى باقىماندگان صالح ، ثروتمندان را از فساد زمين نهى كردند ، لكن اين گروه همچنان به دنبال آسايش و نعمت رفتند و نقد را بر نسيه ترجيح دادند و بر گناه و نافرمانى پاى فشردند و سبب آن هم چيزى ، جز آسايش و نعمتهاى آنان نبود : « ما هيچ بيمدهندهاى به قريهاى نفرستاديم ، جز آنكه توانگران عيّاشش گفتند : ما به آنچه شما را بدان فرستادهاند ايمان نمىآوريم و گفتند : اموال و اولاد ما از همه بيشتر است و كسى ما را عذاب نكند » . « 1 »
وَ ما كانَ رَبُّكَ لِيُهْلِكَ الْقُرى بِظُلْمٍ وَ أَهْلُها مُصْلِحُونَ ،
در غير اين صورت ، نيكوكار و بدكار ، شايسته و غيرشايسته در نزد او يكسان بود ، در حالى كه از شأن خداوند دور است كه چنين كند : « چرا خدا شما را عذاب كند اگر سپاسگزار باشيد و ايمان آوريد ؟ در حالى كه شكرپذير و داناست » . « 2 »
اگر خدا بخواهد مردم را يك امت قرار مىدهد
از آغاز نزول اين آيه تا امروز ، بيشتر مردم مىگويند : چرا خدا نخواست و اى كاش آن را مىخواست تا سرزمينها و انسانها از قبيلهگرايى و مصيبتهاى آن
هامش
( 1 ) . سبأ ( 34 ) آيهء 35 .
( 2 ) . نساء ( 4 ) آيهء 147 .