روايت شده كه سه نفر را به نزد امام على عليه السّلام بردند : شخص اوّل ، مردى را نگهداشته ، دومى او را كشته ، و سومى اين صحنه را ديده و حركتى از خود نشان نداده بود . امام على عليه السّلام دستور داد : قاتل كشته شود و نگهدارنده براى هميشه زندان شود و چشمان تماشاكننده با آهن گداخته بركنده گردد و فقها به اين روايت عمل كردهاند .
محقّق جستجوگر در كتابهاى فقهى ، اين نوع فتواها را فراوان مىبيند و اين امر ، بهطور قطع نشان مىدهد كه يارى انسان به انسان ديگر ، چنانچه موجب حفظ يك امر مهم شود ، شرعا واجب است .
وَ أَقِمِ الصَّلاةَ طَرَفَيِ النَّهارِ وَ زُلَفاً مِنَ اللَّيْلِ .
طرف نخست روز ، بامداد و طرف دوم آن ، ظهر و عصر است و منظور از « زلفا من اللّيل » ، مغرب و عشا مىباشد .
در آيهء 78 از سورهء اسراء آمده است : « از هنگام زوال خورشيد تا آنگاه كه تاريكى شب فرامىرسد نماز را برپاى دار و نيز نماز صبحگاه را همگان حاضر شوند » . زوال خورشيد همان وقت نماز ظهر و پس از آن ، نماز عصر است . مراد از « غسق اللّيل » در اين آيه ، تاريكى شب است و اين ، همان وقت نماز مغرب و پس از آن ، نماز عشا مىباشد . مقصود از « قرآن الفجر » ، نماز صبح است كه همهء مردم در آن حاضر مىشوند . تفصيل اين مسائل در كتابهاى فقه و از آن جمله ، در جزء اوّل كتاب فقه الامام الصادق آمده است .
إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ .
صاحب مجمع البيان از بيشتر مفسران نقل كرده است كه مراد از حسنات در اينجا ، نمازهاى پنجگانه است و اين نمازها گناهانى را كه در فاصلههاى اداى آنها صورت مىگيرد ، مىپوشاند . مفسران ديگر گفتهاند : مراد از حسنات اين سخن است : « سبحان اللّه و الحمد للّه و لا إله الّا اللّه و اللّه اكبر » . هركدام از اين دو تفسير بر خلاف عقل و فطرت است ؛ زيرا ميان احكام و تكليف ، از نظر شرع ، عقل ، قانون و عرف هيچگونه ارتباط و ملازمتى وجود ندارد . به عنوان مثال ،