تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 434

مساهمون:

ص٤٣٤
استقامت با توجّه به آنچه بدان نسبت داده مىشود اختلاف پيدا مىكند . از اين‌رو ، معناى آيه :
« إِنَّ رَبِّي عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ »
، آن است كه پروردگارم به اين راه هدايت مىكند و بدان دستور مىدهد و براساس آن پاداش و كيفر مىدهد و تمام كارهاى خداوند برطبق حكمت و مصلحت است : « آيا گمان كرديد كه شما را بىفايده آفريديم » . « 1 » « ما اين آسمان و زمين و آنچه را كه ميان آنهاست به باطل نيافريده‌ايم » . « 2 » هرگاه چيزى را كه داراى جسم است به استقامت توصيف كنى و بگويى : « انّ هذا لشىء مستقيم ؛ اين چيز مستقيم است » ، معنايش اين است كه آن چيز در جاى مناسب خود قرار داده شده است . امّا خداوند انسان مستقيم را از همه بهتر تعريف كرده است : « آن كسانى كه به سخن گوش مىدهند و از بهترين آن پيروى مىكنند ، ايشانند كسانى كه خدا هدايتشان كرده و اينان خردمندانند » . « 3 » منظور از بهترين سخن در پيشگاه خدا و مؤمنان به او ، همين قرآن است : « خدا بهترين سخن را نازل كرده است » . « 4 » بهترين سخن در نزد خدا ، تمام مردم و حتّى كافران ، سخنى است كه وجدان جهانى بدان آرام گيرد ، نه وجدان دزدان و خون‌خواران . در حديث از پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله نقل شده كه فرمود : « سورهء هود ، مرا پير كرد » . برخى مىگويند : مراد پيامبر صلّى اللّه عليه و إله همين آيه از سورهء هود بوده است ؛ زيرا امّت او به استقامت امر شده‌اند ، در حالى كه او از اجابت و استقامت آنان ، اطمينان نداشت . ما ، اين تفسير را دور نمىدانيم ، مشروط بر اين‌كه مقصود از امّت ، رهبران آنان باشد ؛ زيرا ريشهء درد و منشأ مشكلات آنها هستند . در جلد اوّل از همين تفسير دربارهء استقامت سخن گفتيم و اين‌كه اسلام با تمام عقيده ، آيين و اخلاقش در يك كلمه خلاصه مىشود و آن عبارت است از : « استقامت » .
هامش
( 1 ) . مؤمنون ( 23 ) آيهء 115 . ( 2 ) . ص ( 38 ) آيهء 27 . ( 3 ) . زمر ( 39 ) آيهء 18 . ( 4 ) . همان ، آيهء 23 .