هرگاه دشمنان كافر گردهم آيند و از آنان نسبت به بيضه اسلام احساس خطر شود و يا كافر بخواهد بر سرزمينهاى مسلمانان سلطه پيدا كند ، آنان را اسير و اموالشان را غارت كند ، در اين صورت ، بر آزاد و برده ، مرد و زن ، سالم و بيمار ، كور و لنگ و ديگران در صورتى كه نياز باشد دفاع واجب است و واجب بودن اين دفاع به حضور امام و اجازه او بستگى ندارد و نيز تنها بر كسانى كه مورد تجاوز قرار مىگيرند و عدّهاى خاص اختصاص ندارد ، بلكه بر هركس كه از اين وضعيت آگاهى پيدا كند ، دفاع واجب است ، هرچند او خود مورد تجاوز قرار نگرفته باشد . البتّه ، اين وجوب در صورتى است كه شخص مسلمان نداند كه افراد مورد تجاوز ، توان جلوگيرى از دشمن و مقاومت در برابر او را دارند و هراندازه شخص به محلّ مورد هجوم نزديكتر باشد وجوب شديدتر است .
آنگاه ايشان مىگويد :
دفاع انسان از جان خودش واجب است ، هرچند گمان به سلامتى آن را نداشته باشد ؛ زيرا وى در هرحال در معرض خطر قرار دارد . امّا دفاع از آبرو و مال در صورتى واجب است كه گمان به سلامتى جانش [ در حال دفاع ] داشته باشد ؛ زيرا بيم آن وجود دارد كه جان خود را به همراه مال و آبرو از دست بدهد . همچنين بر انسان واجب است كه از حيات ديگرى و مال و آبروى او دفاع كند ، مشروط بر اينكه گمان به سلامتى جان خود داشته باشد .
فقها به وجوب نجاتغريق ( شخصى كه در حال غرق شدن در آب باشد ) و نيز به وجوب خاموش كردن آتشسوزى در مال ديگران فتوا دادهاند و همچنين گفتهاند :
شخص نمازگزار بايد نمازش را به منظور دفع خطر از نفس محترمه و يا مالى كه حفظ آن واجب است قطع كند ، خواه اين مال از خودش باشد و خواه از ديگران . و اگر كسى كودكى را در بيابان ببيند كه توان دفاع از خودش را ندارد ، واجب است بر او كه آن كودك را بردارد و از وى نگهدارى كند .
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 436
مساهمون: محمد جواد مغنية
ص٤٣٦