يا اينكه دليل راندن آنان ، نادرستى ايمانشان است كه اگر چنين باشد [ و آنها در واقع مؤمن نباشند ] آنان [ روزى ] به پيشگاه خداوند خواهند رفت و او مقصدها و نيّتهاى ايشان را مىداند .
وَ لكِنِّي أَراكُمْ قَوْماً تَجْهَلُونَ .
در هرحال ، شما گروهى نادان هستيد و مردم دشمن چيزى هستند كه نمىدانند .
وَ يا قَوْمِ مَنْ يَنْصُرُنِي مِنَ اللَّهِ إِنْ طَرَدْتُهُمْ .
اگر من اين مؤمنان را طرد كنم ، آيا شما يا كسانى ديگر ، عذاب خدا را از من دفع خواهيد كرد ؟
أَ فَلا تَذَكَّرُونَ .
چگونه كسى كه از مجازات نمىترسد پند بگيرد ؟
وَ لا أَقُولُ لَكُمْ عِنْدِي خَزائِنُ اللَّهِ وَ لا أَعْلَمُ الْغَيْبَ وَ لا أَقُولُ إِنِّي مَلَكٌ .
اين سخن نوح ، شرح و بيان سخن نخست اوست كه فرمود :
« إِنِّي لَكُمْ نَذِيرٌ مُبِينٌ »
؛ از شرايط بيمدهنده آن نيست كه داراى ثروت باشد ، تا اگر فرد تهيدستى ادّعاى بيم دادن از سوى خدا را داشته باشد ، او را تكذيب كنند و نيز از شرايط او آن نيست كه غيب بداند تا اگر از غيب خبر ندهد ، ادّعاى نبوّت او تكذيب شود و همچنين ، از شرايط او آن نيست كه فرشته باشد ، تا به وى بگويند : تو بشرى بيش نيستى .
وَ لا أَقُولُ لِلَّذِينَ تَزْدَرِي أَعْيُنُكُمْ لَنْ يُؤْتِيَهُمُ اللَّهُ خَيْراً اللَّهُ أَعْلَمُ بِما فِي أَنْفُسِهِمْ .
طبيعى است كه آسايش و دارايى از ديدگاه عيّاشان و ثروتمندان و حتّى از ديدگاه نادانان و كمخردان ، معيار حق و نيكى باشد ، امّا از ديدگاه خدا و خداپرستان معيار حق و نيكى ، تقوا و عمل شايسته است .
معيار نوح نيز همان معيار خداوند است . بنابراين ، چگونه به مؤمنان بگويد ، خدا خير خود را به آنها عطا نكند ، چنانكه عيّاشان ستمگر به آنان مىگفتند ، مگر اينكه نوح هم همانند آنان ستمگر باشد .
إِنِّي إِذاً لَمِنَ الظَّالِمِينَ .
نظير كسانى كه براى خدا شريك قرار دادند و به كتابها و پيامبرانش كافر شدند .